تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

[ شرح ]

( 56190 - 56144 ) نقل شده است كه وقتي جرير به عنوان ماموريت براي بيعت گرفتن ، نزد معاوية فرستاده شد ، آن قدر معاوية أو را معطل وسرگردان كرد ، تا جايى كه مردم وى را متهم به همكارى با معاوية كردند ، وخود گفت : مدتي آن چنان طولانى جرير را نزد خود معطل كردم كه وقتي بخواهد برود ، يا گنهكار است ، ويا فريب خورده ، امروز وفردا كردن معاوية به حدّى رسيد كه مايهء نااميدى جرير شد ، اين بود كه امام ( ع ) براي آن كه جواب قطعي را از معاوية بگيرد نامهء فوق را خطاب به جرير مرقوم فرمود ، وقتي دستخط حضرت به جرير رسيد نزد معاوية رفت وآن را برايش قرائت كرد وسپس گفت اى معاوية هيچ دلى بسته ومهرزده نمىشود مگر به سبب گناه ، وهرگز چنين قلبي باز نمىشود مگر با توبه ، گمانم آن است كه بر دل تو ، مهر عدم درك زده شده است ، مىبينم تو را كه آن چنان ميان حق وباطل مردد مانده‌اى كه گويا انتظار چيزى دارى كه در دست ديگرى است ، معاوية گفت : انشاء اللَّه حرف قطعي را در مجلسي با تو خواهم گفت وسپس آغاز كرد به بيعت گرفتن از أهل شام براي خودش ، روزى كه از همه بيعت گرفته بود ، جرير را ملاقاة كرد وبه أو گفت : اكنون به صاحب خود ملحق شو ، وبگو ، آمادهء جنگ باشد ، پس جرير به خدمت أمير المؤمنين برگشت . بر طبق مضمون نامه حاصل ماموريت جرير اين بود كه امر معاوية را فيصله دهد وأو را وأدار كند كه بطور جزم وقطع يكى از دو كار را انتخاب كند ، يا آمادهء جنگ شود كه در نتيجة با اجبار از وطنش بيرون رانده خواهد شد ، ويا اين كه تسليم مىشود كه در اين صورت مقهور وذليل وخوار مىباشد . ذكر آوارگى از وطن وتحمل خوارى وپستى به هر دو تقدير ، از يك طرف تهديد وتخويف معاوية است واز طرف ديگر آگاه كردن وى به اين كه به هر دو فرض ، پيروزى با امام است ، تا معاوية به هوش آيد ، ويا بترسد ، سرانجام