بيانات در أصل نامه ، اين جمله مىآيد : ولعمري ، به جان خودم سوگند ، تا ما بدا لك : هر جنايت كه مىخواهى بكن ، وسپس عباراتى مىآيد كه ترجمهاش اين است : بدان كه تو ، از آزادشدگانى كه نه سزاوار خلافتند ، ونه شايستگى دارند كه طرف شور ومشورت واقع شوند ، هم اكنون جرير بن عبد اللَّه را كه از أهل ايمان وهجرت است ، نزد تو واطرافيانت فرستادهام وبه اين وسيله از تو مىخواهم كه با من بيعت كنى ، از خدا ، درخواست نيرو وكمك مىكنم .
بر طبق آنچه از أصل نامه نقل شد ، فراز : اما بعد . . . بالشام ، أصل ادّعاست ، وجملهء انه با يعنى . . . عليه ، مقدمه نخستين استدلال وصغراى قياس مضمر از شكل أول مىباشد وتقدير مقدمهء كبرى اين است : با هر كه اين قوم بيعت كردهاند ، نه شخص غايب حق دارد آن را رد كند ونه حاضر مىتواند كسى غير از آن را كه آنان با أو بيعت كردهاند ، برگزيند ، نتيجهء قياس اين مىشود :
هيچ كس ، خواه غايب وخواه حاضر ، حق رد كردن بيعت آنان با امامشان را ندارد ، ولازمهء اين نتيجة آن است كه اين بيعت شامل حاضران وغايبان مىباشد ، واين مطلب از جملهء فلم يكن . . . يردّ ، فهميده مىشود .
( 56066 - 56002 )
وانما . . . تولّى ،
اين عبارت كبراى قياس را تقرير كرده وحق شورا واجماع را در انحصار مهاجران وأنصار قرار داده است به دليل اين كه ايشان أهل حلّ وعقد أمت محمد ( ص ) مىباشند ، پس اگر بر مسألهاى از احكام الهى اتفاق كلمه داشته باشند ، چنان كه بر بيعت با آن حضرت متحد شدند وأو را امام ناميدند ، چنين اتحادي اجماع بر حق ومرضىّ خداوند وراه مؤمنان است كه پيروى از آن ، واجب مىباشد ، بنا بر اين اگر كسى به مخالفت با آنان برخيزد ، وبا متهم كردن ايشان يا تهمت زدن به كساني كه با أو بيعت كردهاند ، ويا با ايجاد بدعت در دين ، از مسير مسلمانان خارج شود ، مردم مسلمان أو را به راه حق باز مىگردانند ، واگر از