تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( 54948 - 54929 ) 5 - براي گنهكار وبدكار اميد برگشت وتوبه وتوجه به خدا ودين باقي است واين در دنياست اما وقتي كه بميرد اين اميدوارى هم قطع مىشود . پس از ذكر موارد فرصت ، به منظور ترغيب انسان به كارهاى عبادي ، موقعيتهايى را خاطر نشان ساخته است كه امكان عمل در آن از دست مىرود ، كه يكى از آن موارد جمود عمل است ، وتعبير به جمود براي متوقف شدن عمل ، استعاره است ، كه عمل را تشبيه به آب كرده همچنان كه آب ، وقتي يخ بزند از جريان باز مىماند اعمال عبادي هم وقتي امكاناتش از دست رفت ، از جريان وتداوم باز مىايستد ، ( اين معنا كه بيان شد از اين بابت بود كه جملهء متن را يحمد بدانيم ) اما در نسخه‌اى كه از مرحوم سيد رضى نقل شده يخمد با نقطه روى خ از خمد المريض يعنى بيمار مرد « 2 » ، معناى عبارت روشن است ونزديك به همان معناى سابق مىباشد وديگر از موارد از دست رفتن امكان عمل ، انقطاع مهلت ، تمام شدن مدت عمر وبقاى در دنيا وبسته شدن درهاى توبه مىباشد ، تعبير به أبواب ، استعاره از راههاى عبورى است كه از آن طريق ، آدمي به سوى خدا بازگشت مىكند ، ملائكة همان كرام الكاتبين هستند كه اعمال هر كسى را ياد داشت مىكنند وهر گاه كه پروندهء عمل بسته شد به آسمان بالا مىروند . ( 54953 - 54949 ) فاخذ امرء من نفسه ، اين عبارت به صورت ظاهر خبر ، ولى معنايش امر است وحرف من ، مفيد تبعيض مىباشد ، بنا بر اين بايد آدمي قسمتى از نفس خود را به جد وجهد وكوشش در عبادت بگيرد تا بدن لاغر شود ولذتها وتمايلات نفساني نتوانند وى را به گناه وأدار سازند ، احتمال ديگر آن است كه منظور از نفس خود شخص باشد يعنى بايد انسان از شخصيت خود بكاهد .
هامش
( 2 ) ابن أبي الحديد در ج 13 وصفحه 308 كتابش مىگويد : نسخهء أخير از خمدت النار مىآيد كه با اين تعبير معناى عبارت اين مىشود : پيش از آن كه چراغ عمل خاموش شود ، وسپس مىگويد همان تعبير ومعناى أول بهتر است . ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 554 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم