Skip to main content

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — Page 472

Contributors:

P.472
عبارت براي واژهء ملك آمده كناية از بزرگى وعظمت قدرت ونيروى پادشاهى مىباشد كه در اين صورت آرزوها به سوى أو جلب ونظرها به جانب وى متوجه مىشود وانسانها گردنهاى اميدوارى به طرفش دراز مىكنند وكوله بارهاى خويش به منظور رسيدن به آن ، محكم مىبندند . ( 44424 - 44396 )

ولكنّ اللَّه سبحانه . . . شائبة ،

پس از بيان استدلال فوق ونتايجى كه بر آن مترتب بود ، مجددا حضرت در اين عبارت دليل مىآورد بر اين كه اين امر كه ايمان از روى ترس يا تمايل نفساني وبالآخرة غير خالصانه باشد امر فاسدى است كه خواستهء خداوند نمىباشد ، بلكه ارادهء أو آن است كه ايمان مردم به أنبيا وكتب واديانى كه مىآورند ، خالص وتنها براي وى باشد بدون هيچ گونه شائبه ودخالتى وآنچه كه بايد خالص براي خدا باشد سزاوار نيست تقسيم وتجزيه شود ، پس ايمان با تمام اقسامش بايد فقط براي خدا باشد . ( 44436 - 44425 )

وكلما كانت البلوى . . . اجزل ،

در اين عبارات دو احتمال تصور مىشود ، الف - نخست اين كه دوّمين مقدمه وكبراى استدلالي باشد كه به منظور بيان مطلب آورده است ومقدمات اين قياس از اين قرار است : در صورتي كه پيامبران از امكانات ظاهري برخوردار نباشند ، براي ايمان آوردن مردم ، باب آزمايش وامتحان بيشتر باز است وكساني كه با اين وضع ايمان بياورند خالصتر خواهند بود وهر چه آزمايش وخلوص بيشتر باشد ثواب وپاداش آن هم مهمتر وزيادتر خواهد بود . نتيجهء اين مقدمات آن است كه هر مقدار در به دست آوردن عقيدة وايمان رنج بيشتر تحمل شود واخلاص زيادتر به كار رود ثواب وپاداش بيشتر نصيب دارندهء آن خواهد شد . ب - احتمال دوم آن است كه اين جمله قياس جديدى نيست بلكه دنبالهء بيان قبل ودر حقيقت مثل مقدمهء دوم براي قياس استثنايى باشد كه صغراى آن قبلا آورده شده است وتقدير چنين است كه اگر امكانات مذكور براي أنبياء وجود