تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
معلوم خود باشد ويا اين كه خود متبوع است ومىتواند علت آفرينش باشد در جاى مناسب خود ، بحث وتحقيق شده است واز مواردى است كه عدهء زيادى را به ورطهء خطا واشتباه افكنده است . ممكن است واژهء مبتدع را به معناى آفريننده نگيريم تا دچار اشكال بالا نشويم بلكه آن را به معناى محكم كننده وابداع كننده وخلاصه كسى بگيريم كه منظرهء بديعى را به وجود مىآورد كه از زيبايى آن بيننده به شگفتى در مىآيد ، ومعلوم است كه اين مطلب از علم بر مىخيزد وبه اين دليل است كه محكم كارى وزيبايى عمل را نسبت به علم ودانش فاعل آن عمل ، مىدهند . ( 42846 - 42844 )

8 - ومنشئهم بحكمه ،

آخرين صفتي كه حضرت در اين خطبه براي حق تعالى بيان فرموده آن است كه خداوند تمام موجودات را با حكمت ومصلحت وتدبير خويش به وجود آورده است ، با اين معنا اين صفت مثل صفت قبل خواهد بود ، ولى ممكن است حكم را به معناى قدرت وتوانايى بگيريم يعنى خداوند با قدرت خود عالم هستى را ايجاد فرمود . ( 42861 - 42847 )

بلا اقتداء ولا تعليم ،

يعنى حق تعالى در آفرينش وابداع واستحكام موجودات نه از كسى پيروى كرده ونه آن را از ديگرى آموخته است . ولا إصابة خطاء ، يعنى چنان نيست كه خداوند آفرينش موجودات را نخست عجولانه واشتباهى وبدون علم وآگاهى انجام داده وپس از آن كه برايش آگاهى پيدا شده آن را از سر گرفته وبه طريق صحيح انجام داده باشد زيرا اگر چنين باشد لازم آيد كه علم به اين أمور در خداوند حادث شده باشد وحال آن كه محال است كه حق تعالى محل حوادث باشد . نظير اين اعتراض را متكلمان بر خودشان وارد كرده وپاسخ داده‌اند ، آن جا كه در مورد استدلال بر اين كه خداوند بر تمام معلومات علم وآگاهى دارد مىگويند چون خداوند به بعضي أمور علم دارد واين علم را از هيچ راه به
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 375 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم