تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بخواهد ، مذموم وناپسند است . ( 53674 - 53672 ) 2 - دومين پىآمد فقر وتنگدستى ، آن است كه آدمي مجبور مىشود ، دست نياز به سوى مردمى دراز كند كه به هيچ وجه شايستگى آن را ندارند ، زيرا سراسر وجود آنان نياز واحتياج است ، وچون لازمهء اين كار تواضع وفروتنى در نزد غير خداست وانسان را از توجه ورو آوردن به معبود حقيقي باز مىدارد ، نوعي پستى وبدبختى است كه بايد از آن به خداوند پناه برد ، ودر همين زمينه امام چهارم علي بن الحسين ( ع ) در دعاها ومناجاتهاى خود در پيشگاه پروردگار عرض مىكند : تويى كه خود را به بىنيازى از آفريدگانت ستوده‌اى وشايسته‌اى كه از آنان بىنياز باشى ، وتو آنان را به فقر واحتياج ، نسبت داده‌اى وبه حق ، آنان نيازمند به تو هستند ، پس كسى كه بخواهد دوستيش را با تو محكم كند وبه واسطهء وجود تو فقر ونياز را از خود دور سازد حاجت خويش را به سوى اهلش برده وبراي برآوردن آن از راه صحيح وارد شده است ، اما كسى كه نزد آفريدگان اظهار تنگدستى كند واز آنان طلب حاجت كند وغير تو را سبب رفع نياز خود بداند ، به نوميدى گراييده وسزاوار نرسيدن به احسان ونيكى تو شده است « 2 » . واين كه امام زين العابدين ( ع ) فرد أخير در دعاى خود را سزاوار نرسيدن به احسان از ناحيهء خداوند دانسته است به آن دليل است كه بر اثر حاجت خواستن از غير خدا وتوجه به ديگران قابليت وشايستگى شمول پرتو رحمت واحسان ولى نعمت حقيقي را از دست داده است . طالبى رزقك ، منظور از اين جمله در خطبهء امام ( ع ) آن است كه ديگر كسان غير از تو لياقت آن را ندارند كه چيزى از آنان خواسته شود . ( 53678 - 53675 ) 3 - سومين پىآمد احتياج وفقدان اعتبار ، حاجت خواستن وطلب ترحم
هامش
( 2 ) ترجمهء قسمتى از دعاى شمارهء 13 صحيفهء سجاديه .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 164 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم