تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
مىدهد راستگوتر ووفادارتر است از اين كه به دروغ بگويد ويا مغرورت كند ، چه بسيارند پند دهندگانى كه نزد تو متّهمند وبسيارند راستگويانى كه تو آنان را دروغگو مىدانى ، اگر دنيا را از شهرهاى ويران شده وخانه‌هاى فرو ريخته بشناسى ، آن را يادآورى كننده‌اى دلسوز وواعظى گويا ، همچون دوستى مهربان ، خواهى يافت كه در رسيدن اندوه به تو بخل مىورزد ، دنيا براي كساني كه آن را خانه هميشگى ندانند خوب سرايى است وبراي آنان كه آن را وطن نگيرند نيكو محلى است سعادتمندان به وسيلهء دنيا ، در قيامت كساني هستند كه امروز از زرق وبرق آن گريزانند . هنگامى كه نفخهء صور بدمد ورستاخيز آشكار شود وأهل هر ديني به دين خود ملحق شود وبندگان هر معبودى به معبود خود بپيوندند وهر أطاعت كننده‌اى به فرمانرواى خود برسد ، در آن موقع نه چشمى بر خلاف حق وعدالت در هوا گشوده ، ونه گامى آهسته در زمين جز به حق برداشته شود ، ودر آن روز چه دليلهايى كه باطل نمىشود وچه عذرهايى كه قطع نمىشود ، پس در جستجوى چيزى باش كه بتوانى عذر خويش را با آن اثبات كنى وحجت ودليل خود را با آن استوار سازى آنچه باقي وماندنى است بر آنچه باقي نمىماند انتخاب كن ووسيله‌اى براي سفرت آماده كن وچشم به جرقّه‌هاى برق نجات بدوز وبار سفر را بر پشت مركبها محكم ببند . »

[ شرح ]

ادحض :

( 53017 - 53007 ) خبر براي مبتداى محذوف ( انسان ) است يعنى : آدمي وقتي كه در روز رستاخيز مورد سؤال واقع مىشود كه : چه چيز تو را به خدايت مغرور كرد ، مخاطى است كه پاسخ درستى ندارد بلكه دليلش براي فرار از مسئوليت باطل‌ترين دليلها وعذرش بيجاترين عذرهاست . منظور از اين كه اين شخص در دنيا براي جاهل نگهداشتن نفس خود اصرار ومبالغه داشته ، آن است كه آن را در پيروى خواسته‌هاى خودش آزاد
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 141 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم