تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
( 51927 - 51925 )

فأبان له الطريق ،

مراد امام از اين جمله آن است ، با عروض اين لوامع براي أو ظاهر شد كه طريق واقعي به سوى خداى تعالى همان رياضتى است كه به آن اشتغال دارد . ( 51931 - 51928 )

وسالك به السبيل ،

واين أنوار درخشنده سبب شد كه أو به سلوك در راه خدا بپردازد . ( 51940 - 51932 )

تدافعته الأبواب ،

مراد از أبواب درهاى رياضت است كه عارف را به سوى بهشت سوق مىدهد وعبارت است از : مطيع قرار دادن نفس سركش امّاره وزهد حقيقي وأموري از قبيل عبادات وترك دنيا وجز اينها ، وسالك با سير در اين أبواب سرانجام سر از باب سلامت در مىآورد وآن ، درى است كه هر گاه عارف با علم ومعرفت داخل در آن شود ، يقين به مصونيت از انحراف در سلوك پيدا مىكند ، وحقيقت اين « در » همان « وقت » است كه در قبل به آن أشارت رفت ، ونخستين منزل از منزلهاى بهشت عقلي است . ( 51956 - 51941 )

وثبتت رجلاه . . . والراحة ،

يعنى در قرار امن وراحت قدمهايش استقرار مىيابد . عبارت « في قرار الامن ، جار ومجرور ومتعلق به ثبتت مىباشد ، واين مرحلهء دوم است كه براي سالك پس از مرحلهء وقت به وجود مىآيد وطمأنينه ناميده مىشود ، وشرح آن چنين است كه : سالك ، تا هنگامى كه در مرحلهء وقت است ، از درخشش اين برقها بر ضمير أو ، اضطراب وهيجانى در كالبدش پيدا مىشود كه احساس « خلسه » مىكند ، زيرا معمولا هر گاه براي نفس امر عظيمى رخ دهد به حركت واضطراب در مىآيد ، ولى با كثرت اين واردات ، نفس انسان به آنها الفت مىگيرد واحساس نگرانى نمىكند ، بلكه از آن رو كه قدم عقل أو در درجه‌اى اعلا از درجات بهشت كه قرار امن وراحت از عذاب الهى است قرار گرفته ، كمال سكونت واطمينان مىيابد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 103 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم