همچنين در باره اين كه چه كسى وارد قبر شود ، تا جسد مقدّس پيامبر ( ص ) را در لحد گذارد اختلاف شد ، علي ( ع ) فرمود : جز من وعبّاس كسى درون قبر نشود ، وپس از آن اجازه داد فضل بن عبّاس وأسامة بن زيد نيز به قبر در آيند ، در اين ميان ناله أنصار بلند شد وخواستند از آنان نيز يك تن به قبر پيامبر خدا ( ص ) در آيد ، از اين رو أوس بن خولى كه از مجاهدين بدر بود نيز وارد قبر شد ، توضيح داده مىشود واژه ضريح كه در خطبه آمده گاهى بر مطلق قبر اطلاق مىشود ، ودر اين صورت هم لحد وهم غير آن را شامل مىگردد .
امّا در باره اين كه خانه وأطراف آن همصدا با فرشتگان به شيون در آمده وگروهى از فرشتگان فرود مىآمدند ، ودستهاى ديگر به آسمان بالا مىرفتند ، وتا آن گاه كه پيامبر ( ص ) به خاك سپرده شد صداى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مىگزاردند از گوش علي ( ع ) قطع نشده است ، ما در بخشهاى نخستين كتاب شرح دادهايم كه چگونه بشر آواز فرشتگان را مىشنود ، همچنين روشن كردهايم كه نماز فرشتگان به اين برگشت دارد كه واسطه افاضه رحمت پروردگار بر بندگان مىشوند ، ونيز معناى بالا رفتن وپايين آمدن آنان را توضيح دادهايم .
بايد دانست گفتار امام ( ع ) را تا آن جا كه ممكن است بر ظاهر آن حمل كردن أولى وسزاوارتر است از اين كه با زحمت به تأويل آن پرداخته شود .
در هر حال ذكر اين فضيلتها در اين جا به منزله صغراى قياس ضمير از شكل اوّل است كه به وسيله آن استدلال فرموده است به اين كه كسى نسبت به پيامبر ( ص ) از أو شايستهتر نيست ، وتقدير كبرا اين است كه هر كس در ارتباط با پيامبر خدا ( ص ) اين چنين باشد سزاوارتر به اوست ، ودر نتيجة آشكار مىشود كه هيچ كس از أو نسبت به رسول أكرم ( ص ) احقّ وشايستهتر نيست ، ومنظور از اين حقانيّت ، سزاوارتر بودن أو از نظر منزلت وداشتن مناسبت با پيامبر ( ص ) است ، براي اين كه در حيات آن بزرگوار ، أو برادر ووزيرش بود ، وپس از مرگ نيز أو وصىّ وجانشينش مىباشد ، بنا بر اين منظور آن حضرت اين نيست كه ذاتا وشخصا از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 801
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٠١