تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
فرمانده آنها را كشت ، سپس گروهى ديگر از لشكريان دشمن يورش آوردند ، وپيامبر ( ص ) دوباره همان را به علي ( ع ) فرمود ، وأو به آنان هجوم برد وسر دسته آنها را كشت ، براي بار سوّم دسته ديگرى قصد آن حضرت كردند كه به همان نحو به وسيله علي ( ع ) سركوب وفرارى شدند ، پيامبر خدا ( ص ) در اين باره مىفرمود : جبرئيل ( ع ) در همين موقع به من گفت : اى محمّد اين است مواسات ويارى ، به أو گفتم ، چه مانعى دارد أو از من است ومن از اويم ، جبرئيل گفت : ومن از هر دو شمايم . ونيز محدّثان روايت كرده‌اند كه در اين روز مسلمانان شنيدند هاتفى از جانب آسمان ندا مىدهد : لا سيف إلّا ذو الفقار ولا فتى إلّا علىّ ( هيچ شمشيرى مانند ذو الفقار ، وهيچ جوانمردى مانند على نيست ) پيامبر ( ص ) فرمود : آيا مىشنويد ؟ اين آواز جبرئيل است . همچنين در جنگ حنين پس از اين كه مسلمانان پشت كرده پا به فرار گذاشتند تنها علي ( ع ) با چند تن از بني هاشم در كنار پيامبر ( ص ) باقي وپا بر جا ماندند وبه حمايت ودفاع از آن حضرت پرداختند ، وعلي ( ع ) گروهى از ( هواذن ) را در پيش روى پيامبر ( ص ) به قتل رسانيد تا اين كه أنصار باز گشتند وافراد هواذن شكست خوردند وأموال آنها به غنيمت مسلمانان در آمد ، همچنين داستان دلاوريهاى آن حضرت در نبرد خيبر مشهور است ، ومنظور از اين كه فرموده است ولقد واسيته . . . تا الأقدام اشاره به همين موارد است . ( 47703 - 47700 ) فرموده است : نجدة أكرمني اللّه بها ، نجدت از صفات فاضله‌اى است كه از فروع ملكه شجاعت است وگاهى هم از آن به شجاعت تعبير مىشود . ( 47752 - 47704 ) 3 - در هنگامى كه پيامبر ( ص ) دعوت حقّ را لبيك گفت علىّ ( ع ) كارهاى مربوط به آن حضرت را سرپرستى كرد ، وأموري را كه تنها به أو اختصاص دارد در حال رحلت پيامبر بر عهده داشت ، وسر مبارك آن حضرت بر سينه أو بود ، گفته شده مراد اين است كه در آن هنگام سر آن بزرگوار بر روى زانوهاى علىّ ( ع ) بود ، و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 799 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم