شموس ( خورشيدها ) را براي آنها استعاره كرده است
( 35071 - 34748 )
سپس فرموده است : فإن شبّهته بما . . . تا كلّ ربيع .
وجه شباهت رنگهاى جوراجور پر وبال ودم ويال طاوس به گلهاى بهارى ، اجتماع رنگهاى گوناگون وزيبايى وخرّمى وتر وتازگى آنهاست ، وهمينها نيز وجه مشابهت آن به جامههاى پر نقش ونگار ، وبردهاى دل انگيز يماني ، وزر وزيور آلات ونگينهاى رنگارنگى است كه در ميان نقره جا داده شده وبه أنواع جواهر آراسته وهمچون تاجى مرصّع در آن ميان باشد .
پس از اين امام ( ع ) از خراميدن وآواز وقهقهه طاوس سخن مىگويد ، واين هنگامى است كه اين مرغ ، به پر وبال رنگين خود مىنگرد ، وبه زيبايى جامه پر نقش ونگار خود به شگفت مىآيد ، واژههاى ضحك ( خنده ) وقهقهه ( خنده صدا دار ) وسربال ( جامه ) همه استعارهاند ، اين كه فرموده است زماني كه طاوس به پاهايش مىنگرد وبه سبب مشاهده زشتى وباريكى پاهاى خود مانند دردمندان فرياد مىكشد وپس از اظهار كبر وغرور ابراز فروتنى وزبونى مىكند نيز همه بر سبيل استعاره است ، واين كه پاهاى طاوس به پاهاى خروس خلاسىّ تشبيه شده به سبب باريكى ودرازى وناهموارى وبرآمدگى پشت پاى آن است ، ودر ادامه اين سخنان به ناخن پشت پا وكأكل آن اشاره مىكند ، كأكل طاوس عبارت از پرهاى اندك ودرازى است كه در ميان پرهاى سر طاوس به رنگ سبز وپر نقش ونگار تقريبا در قسمت ثلث عقب سر آن ظاهر مىگردد ، ودر باره گردنش محلّ برآمدگى آن را به إبريق تشبيه مىكند كه وجه شباهت آن روشن است ، همچنين از فرق سر تا شكمش در سياهى وبرّاقى رنگ وسمه ويا ديباى سياهرنگى را دارد كه آن را پوشيده ومانند آيينه صيقلى شده ، وبا درخشندگى به تابش ونمايش در آمده ، ويا همچون چادر سياهى است كه بر خود پيچيده باشد ، جز اين كه بيننده به سبب بسيارى شادابى ودرخشندگى ، آن را آميخته به رنگ سبز تر وتازهاى مشاهده مىكند .