تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
لحظه آن را به سويى مىچرخاند ، به رنگهاى خود مىبالد ، وبا حركت دادن دم به خويش مىنازد ، مانند خروس با ماده‌اش مىآميزد ومانند نرهاى پر شهوت با أو در آميخته باردارش مىكند ، من شما را حواله مىدهم كه اين را به چشم ببينيد ، ومانند كسى ديگر به سند ضعيفى رجوع نمىدهم ، واگر چنان باشد كه برخى گمان مىكنند آبستنى طاوس به سبب قطره‌هاى اشكى است كه از چشمان جنس نر سرازير مىگردد وبه دور پلكهاى آن حلقه مىزند ، وطاوس مادة آن را مىنوشد ، وبدون اين كه نر با آن بياميزد تخم گذارى مىكند ، پندارى است كه از آنچه در باره منقار در منقار نهادن وجفتگيرى كلاغ مىگويند شگفت‌تر نيست . بارى به نظر مىآيد نى پرهاى طاوس ميله‌هايى از نقره است ، وآنچه بر آنها روييده دايره‌هايى شگفت‌انگيز همچون هاله به گرد ماه است ، وخورشيدهايى كه بر آنها نقش بسته از زرناب وپاره‌هايى از زبرجد است ، واگر پرهايش را به آنچه از زمين مىرويد تشبيه كنى ، بايد گفت دسته گلى است كه از همه گلهاى بهاران چيده شده است ، واگر آن را به پوشيدنيها مانند كنى همچون حلّه‌هاى پر نقش ونگار ، ويا جامه‌هاى خوشرنگ وزيباى يماني است ، وچنانچه آن را به زر وزيورها همانند گردانى شبيه نگينهاى رنگارنگى است كه در ميان نقره جواهرنشان نصب شده باشد ، اين مرغ رنگين بال ، خود پسندانه ومتكبّرانه مىخرامد ، وبه دم وبالهايش مىنگرد ، واز زيبايى پوشش ودلارايى رنگهايش قهقهه سر مىدهد . امّا هنگامى كه به پاهايش نظر مىاندازد ، به زارى فغان مىكشد ، وبه آوازى كه بيانگر درخواست كمك ويارى وگوياى درد واقعي اوست ناله مىكند ، زيرا پاهايش مانند پاهاى خروس خلاسىّ « 2 » باريك وزشت است ودر يك سوى پايش ناخنكى پنهان روييده شده است . در محلّ يال آن كاكلى سبز رنگ وپر نقش ونگار قرار گرفته ، و
هامش
( 2 ) خروس خاكى رنگ ( مترجم ) .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 559 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم