تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
( خوارج ) كارزار كنم . ( 29659 - 29654 )

فرموده است : فأين المحتسبون وقد سنّت لهم السّنن .

يعنى در اين هنگام كه راه ، روشن گشته است خواستاران پاداشهاى الهى در كجايند ؟ به جاى المحتسبون المحسنون ( نيكو كاران ) نيز روايت شده است . ( 29663 - 29660 )

فرموده است : وقدّم لهم الخبر .

يعنى آنانى كه پيامبر خدا ( ص ) خروج وطغيان گروه باغيه ( ستمگر ) وناكثه ( پيمان شكن ) ومارقه ( از دين بيرون شونده ) را به آنها خبر داده است ، بنا بر اين سزاوار است كه اين گمراهان بپرهيزند از اين كه همان گروهى باشند كه پيغمبر ( ص ) از آنها خبر داده است . ( 29671 - 29664 )

فرموده است : ولكلّ ضلّة علّة .

يعنى براي هر گمراهى سبب وعلّتى است ، واين بيان به خروج اين گروه از دين اشاره دارد ، وعلّت در مورد اينها تجاوز وحسد آنهاست ، همچنين براي هر پيمان شكنى شبهه‌اى است كه چشم بصيرت أو را از اين كه حق را ببيند مىپوشاند ، مانند همين كساني كه خونخواهى عثمان را مىكردند . ( 29685 - 29672 )

فرموده است : واللّه لا أكون . . . تا آخر .

امام ( ع ) سوگند ياد كرده است ، اين چنين نيستم ، يعنى : پس از شنيدن اين كه آنها چيرگى يافته ومردم را بر ضدّ أو بر انگيخته وبه تهديد آن حضرت پرداخته‌اند ، از آنها غافل بماند ، ودر برابر سركشى آنها شكيبايى كند تا اين كه أو را غافلگير كنند ، مانند كسى كه صداى زدن وآواى گريه وشيون را كه نشانه خطر است مىشنود ، ليكن تا صحنه خطر را نبيند وگريه كننده را مشاهده نكند ، قضيّه را باور نمىكند ، در حالي كه سزاوارتر اين است كه به نشانه‌هاى خطر بسنده كند وخود را براي پيكار با دشمن آماده سازد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 381 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم