تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
حقايق آنند در سخن آنها اختلافى نيست وبه منزلهء شرع واحدند ، همچنين واژه سبل را براي آنان استعاره فرموده است . مناسبت تشبيه آن است كه همان گونه كه راه صاف وروشن ، آدمي را به مقصد مىرساند ، آنان نيز انسان را با بينش ودانش خود ، در كوتاهترين زمان به مطلوب خود مىرسانند . ( 24723 - 24676 )

فرموده است : من أخذ بها لحق

يعنى : هر كس علم را از آنان فرا گيرد ، واز آنها پيروى كند ، به پيشينيانى كه راه خدا را سالك بوده وبه مقام قرب أو واصل شده‌اند ملحق ، واگر تخلّف كند پشيمان خواهد شد . گفته شده : مراد از شرايع الدّين اين است كه آيينهاى دين وسيله وابزار قوانين كلّى الهى هستند ، زيرا عمل به هر يك از آنها موجب ثواب وپاداش است ، از اين رو در اين جهت يكى هستند ، وهمگى بدون ستم وانحراف انسان را به بهشت مىرسانند كه همين معناى واژه قاصدة در جمله وسبله قاصدة مىباشد ، ولى ظهور آن در معناى نخست بيشتر است ، زيرا امام ( ع ) در مقام ذكر فضيلت أهل بيت ( ع ) است . چون غرض سخنران از اظهار فضل خود اين است كه سخنان أو را بپذيرند وبه كار بندند ، لذا امام ( ع ) پس از بيان اين مطلب ، به كار وكوشش براي زندگى پس از مرگ وروز واپسين دستور مىدهد ، منظور از واژه ذخائر كارهاى نيك است ومعناى عبارت : ومن لا ينفعه حاضر لبّه تا . . . أعوذ اين است : هم اكنون كه خردتان حضور دارد ، وآن را در اختيار داريد پند گيريد وعبرت آموزيد ، زيرا در آن هنگام كه مرگ در رسد ، ودرد وهراس آن وآنچه پس از آن است شما را فرا گيرد خردتان كه حضور خود را ترك كرده ، از سود رسانى به شما ناتوانتر ، واز هر موقع نايابتر است « 1 » ، سپس با ترسانيدن مردم از آتش دوزخ ، تأكيد مىكند كه
هامش
( 1 ) يعنى : كسى كه از خرد حاضر خود كه خداوند به أو بخشيده سود نبرد به طريق أولى از خرد ديگران كه غايب از اوست سود نخواهد برد . شرح شيخ محمّد عبده بر نهج البلاغة . چاپ بيروت . صفحهء 233 ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 205 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم