تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

[ ترجمه ]

اين سخنان را هنگامى ايراد كرده كه مردم را گرد آورده به جهاد ترغيب فرمود ، وچون آنها ديرى خاموش مانده پاسخى ندادند ، امام ( ع ) فرمود : « شما را چه مىشود مگر گنگ شده‌ايد ؟ گروهى از آنان گفتند اى أمير مؤمنان اگر خود آهنگ عزيمت كنى ما تو را همراهى خواهيم كرد ، امام ( ع ) فرمود : شما را چه شده كه به راه راست در نمىآييد ، وبه حقّ راه نمىيابيد ؟ آيا در چنين هنگامى سزاوار است من خود براي جنگ بيرون روم ؟ ! بلكه شايسته اين است يكى از دلاور مردان شما كه من أو را بپسندم وشجاع ونيرومند باشد به سوى دشمن گسيل شود ، براي من سزاوار نيست كه سپاه ومركز ، وبيت المال وگردآورى خراج وداورى ميان مسلمانان ورسيدگى به حقوق شاكيان را رها كنم ، وبا دسته‌اى سپاهى در دنبال دسته ديگر به راه افتم ، ومانند تنها تيرى كه در تركش مانده باشد از اين سو به آن سو روان ودر جنبش واضطراب باشم ، در حالي كه من همچون محور سنگ آسيا وقطب اين گردونه‌ام وبايد در مركز خود استوار باشم تا همه أمور پيرامون من جريان وگردش داشته باشد ، واگر از مركز خود دور شوم نظام أمور گسيخته مىشود ، وبنيان حكومت سست ولرزان مىگردد ، به خدا سوگند آنچه گفتيد نظريّه‌اى بد وناشايست است ، سوگند به خدا اگر اين آرزو نبود كه هنگام روبرو شدن با دشمن ، در صورتي كه برايم مقدّر شده باشد ، سعادت شهادت را بيابم ، بر مركب خويش بر مىنشستم واز ميان شما مىرفتم ، وتا نسيم شمال وجنوب مىوزد سراغ شما را نمىگرفتم همين شما كه بسيار طعنه زننده وعيبجو واز حقّ روگردان وحيله‌گر هستيد ، در فزونى عدّه‌تان با كمي همدلى شما ، فايده‌اى نيست ، من شما را به راهى روشن رهنمون گشته‌ام ، راهى كه جز تيره‌بختان در آن هلاك نمىشوند ، اينك هر كس پايدارى كند به بهشت مىرسد ، وهر كس بلغزد به دوزخ مىافتد . »