آرى ، روى خود را از من بگردان ، إبراهيم ( ع ) از أو روى گردانيد ، ناگهان ديد أو جوانى است بسيار زيباروى وخوشبوى با جامه نيكو ، إبراهيم ( ع ) گفت : اى فرشته مرگ ، به راستى اگر مؤمن جز ديدن رخسار زيباى تو شادى وسروري نبيند أو را كفايت است . برخى ديگر فرشته مرگ را با چهرهاى زشت ومنظرى هراس انگيز مىبينند ، اينها فاجران وبدكارانى هستند كه از لقاى پروردگار روگردان ، وبه زندگانى دنيا خشنودند وبدان دل بسته واعتماد كردهاند ، همچنان كه از إبراهيم ( ع ) نيز روايت شده است كه به فرشته مرگ گفت : آيا مىتوانى به من نشان دهى كه چگونه جان انسان بدكار را مىستانى ؟ فرشته مرگ گفت :
توان آن را ندارى ، إبراهيم ( ع ) گفت : بلى دارم ، فرشته گفت : پس روى خود از من بگردان ، إبراهيم ( ع ) از أو روى گردانيد ، سپس متوجّه أو شد ناگهان ديد أو مردى سياه چهره ، پر موى ، بدبوى با جامه سياه است ، وآتش ودود از دهان وسوراخهاى بيني أو خارج مىشود ، إبراهيم ( ع ) از ديدن أو مدهوش شد ، وچون به هوش آمد فرشته مرگ را به حالت پيشين خود ديد ، به أو گفت : اى فرشته مرگ ! به راستى اگر انسان بدكار هنگام مرگ جز اين چهره تو چيزى را نبيند براي عذاب أو كافى است ، در پايان توفيق از خداست .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٦١