( حقاق ) : جمع حقّ ، أطراف استخوان مفاصل .
( عادل ) : آن كه براي خدا مانند بگيرد ، عديل ومعادل قرار دهد .
( قريحه ) : قدرت انديشه .
[ ترجمه ]
« پس اى سؤال كننده درست بنگر وبا دقّت وتفكّر ، از صفاتى كه قرآن تو را بدان راهنمايى كرده ، پيروى كن ، واز نور هدايت آن روشنايى بطلب وآنچه شيطان دانستن آن را به تو القا وتكليف كرده در قرآن وسنت پيامبر ( ص ) وپيشوايان دين دانستن آن بر تو لازم نشده است ، دانش آن را بخداوند سبحان واگذار نما ، اين است نهايت حقّ خداوندى بر عهدهء تو ؛ وبدان كه ، انسانهاى راسخ در علم كساني هستند كه اقرار به تمام غيبهاى پوشيده ، آنان را از تجاوز به سدها وموانع وحدودي كه ميان آنها وحقايق غيبى زده شده بي نياز ساخته است . نسبت به تمام أموري كه جاهلند وتفسيرش را نمىدانند وبراي آنها غيب ونهفته است ، مقرّ ومعترفند ، وخداوند همين اقرار واعتراف بر عجز وناتوانى آنها را ، از رسيدن به آنچه در علم ودانش بدان احاطه ندارند ، ستوده است . وانديشه نكردن آنان در چيزى كه بحث وگفتگو از كنه وحقيقت آن را بانسان امر نكرده است ، رسوخ واستوارى ناميده وآنها را راسخين واستواران در علم ودانش خطاب فرمود ( زيرا از حدّ خود تجاوز نكرده ودر آنچه كه مأمور نيستند كنه وحقيقت آن را دريابند تعمّق وانديشه نمىكنند ) پس تو نيز اى سؤال كننده ، به آنچه قرآن كريم راهنمائيت مىكند اكتفا كنى . ( در آنچه فهمت بدان نمىرسد ومأمور بدانستن آن نيستى انديشه نكن ) وعظمت وبزرگى خداوند را به اندازهء عقل وفهم خود نسنج كه هلاك وتباه خواهى شد . چه ذات مقدس خداوند چنان قدرتمندى است كه اگر همهء انديشههاى بشرى متوجه أو شوند ، تا نهايت قدرت وتوانايىاش را دريابند ، واگر فكر وانديشهاى كه آلوده بوسوسههاى شيطانى نگشته ، بخواهد بزرگى پادشاهى وى را در منتهى درجهء عوالم غيب وناديدنيها بدست آورد ، واگر دلها حيران وشيفته أو شوند تا كيفيّت وچگونگى صفاتش را بيابند واگر عقلها بسيار