بهر طرف حركت كند مانند دست وپا ومفاصل آنها را خلق كرد با همين تركيب وصورت ظاهري كه در طول عمر به كار گرفته مىشوند وبا بدنهايى كه به وظايف خود قيام كنندهاند ودلهايى كه در پى كسب روزى ومعاشند ، نعمتهاى خداوند همگان را فرو پوشند است ، وأسباب فضيلت را براي آنان فرآهم كرده وبا فرآهم كردن وسايل عافيت آفتها را دور كرده است .
براي شما عمرهايى را مقدر كرده ومقدار آن را از شما مخفى داشته است .
از انسانهايى كه پيش از اين زندگى مىكردند براي شما عبرتهايى را بر جاى گذاشته است ، انسانهايى كه زندگانى وسيع داشتند تا هنگامى كه مرگ گلويشان را گرفت وقت زيادى داشتند واما قبل از آن كه به آرزوهاى فراوان خود برسند ، مرگ آنان در رسيد ، وبند خواهشهاى آنها را از هم گسيخت ، در حالي كه براي سلامتى بدنها در بستر قبر از عمل صالح فرشى نگسترده واز گردش روزگار عبرتي نگرفته بودند .
پس آيا آن كه در جوانى وطراوت عمر زندگى مىكند ، جز اين است كه منتظر پيرى وگوژپشتى وناتوانى است ؟ وآن كه در نهايت صحّت وسلامتى بسر مىبرد جز اين است كه در معرض آفات وبيمارى قرار دارد ؟ وآنان كه سالهايى طولانى در دنيا زندگى كردهاند اينك منتظر أوقات فنا ونابودى هستند كه بزودى فرا رسد وآنها را بدنياي ديگر منتقل كند . اين نگرانى لرزه واضطراب بر اندامشان افكند ، غصّه واندوه گلويشان را گرفت وبراي يارى خواستن از خويشان وعزيزان وهمسران خود به هنگام احتضار بهر سو نگريستند ! ولى آيا خويشان واقرباى آنها غصّه ومحنتشان را برطرف كردند ؟ وآيا آه ونالهء آنها سودى بخشيد ؟ نه بخدا سوگند ، هر يك از آنها به تنهايى در جايگاه مردگان ، وتنگناى گور ، در گرو اعمالش گرفتار آمد . مار ومورها وكرمها ، پوست تنشان را دريدند ، گذر زمان وتأثير زمين بدنها را پوساند ، وبادهاى سخت حوادث دوران آثارشان را نابود ساخت ، جسدها با آن همه طراوت وصفا وتازگى كه داشتند دگرگون شد ، استخوانها با آن همه قوّت واستحكام پوسيد ، وجانها در گرو بار سنگينى « گناه » ماند ، در حالي كه به اخبار غيبى ( كه أنبيا از بهشت ودوزخ وكيفر اعمال در دنيا گوشزد كرده بودند
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٣٣