( 1054 ) 54 - از سخنان آن حضرت ( ع ) است هنگامى كه يارانش تصور كردند حضرت در جنگ با شاميان كندى ودرنگى دارد ايراد فرموده است .
أَمَّا قَوْلُكُمْ أَ كُلَّ ذَلِكَ كَرَاهِيَةَ الْمَوْتِ - فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي - دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ - وَأَمَّا قَوْلُكُمْ شَكّاً فِي أَهْلِ ؟ الشَّامِ ؟ - فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً - إِلَّا وَأَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِي طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِيَ بِي - وَتَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِي - وَذَلِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا - وَإِنْ كَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا ( 10081 - 10025 )
[ لغات ]
( عشا إلى النّار ) : با چشم ضعيف به سوى آتش راهنمايى شد .
( وباء بإثمه ) : بازگشت به سوى گناهش .
[ ترجمه ]
« امّا اين پندار شما ، كه تا اين اندازه درنگ در امر كارزار براي اين است كه من از مرگ مىترسم ، گمانى نادرست وسخنى بىمورد است به خدا سوگند ، من از اين بيمناك نيستم كه مرگ بر من در آيد ويا من بر مرگ وارد شوم واين گفتار شما كه در بارهء جنگ با شاميان ترديد داشته باشم ، نيز سخن نادرستى است به خدا سوگند ، من هيچ روز دست از كار جنگ نكشيدم جز اين كه انتظار داشتم ، گروهى از شاميان به من بپيوندند وهدايت شوند ، وديدگان كم فروغ خود را با نور هدايت من روشن سازند ، واين در نزد من دوست داشتنىتر است كه آنها را در حال گمراهى