شاهد در مورد دو كلمهء مثاني است كه اوّلى به معناى آيات قرآن ودوّمى به معناى شعر آمده است .
10 - مانند دو شماره قبل ، با اين تفاوت كه در اشتقاق متّفق ، ولى در صورت مختلف باشند مانند شعر بخترى :
ففعلك ان سئلت لنا مطيع * وقولك ان سئلت لنا مطاع « 35 »
شاهد در مطيع ومطاع است كه در ريشه با هم مشترك ولى در صورت با هم مختلفند .
11 - مانند شمارههاى أخير ، ولى در اشتقاق شبيه هم ودر صورت با هم مختلفند مانند شعر حريرى :
ومضطلع بتخليص المعاني * ومطّلع إلى تخليص عانى « 36 »
12 - دو كلمهء مشتق در أول وآخر مصرع دوّم واقع شده باشند مانند گفتهء حماسى :
وان لم يكن الا معرج ساعة * قليلا فانّى نافع لي قليلها « 37 »
13 - در ريشهء اشتقاق مشترك ودر صورت مختلف باشند ودر اوّل وآخر مصرع دوّم بيايند ، مانند شعر أبى تمام :
ثوى بالّثرى من كان يحيى به الورى * ويغمر صرف الدّهر نائله الغمر « 38 »
غير از أنواع ياد شده اقسام ديگرى نيز وجود دارد ولى آنچه ذكر كرديم كفايت مىكند .
هامش
( 35 ) اگر در بارهء كار تو سؤال شود كار تو به فرمان ماست وگفتارت را فرمان مىبريم اگر بخواهى .
( 36 ) بعضي ( از أهل بصره ) به بيان معاني با عبارت كوتاه توانايند وبعضي بر رهايى زندانيان اشراف وقدرت دارند .
( 37 ) واگر نباشد جز ديدار اندكى ، همان ديدار كم براي من سودمند است .
( 38 ) در خاك نهفته شد كسى كه به حيات أو ديگران زندگى مىكردند ، وهر كس كه از حوادث روزگار به أو پناه مىآورد نيازش را بر مىآورد .