اوّلى دو كلمه ودوّمى يك كلمه است ، امّا از لحاظ خط وتلفظ كاملا مثل هماند .
بحث دوّم - كلمات در مورد مبدأ اشتقاق است
اشتقاق عبارت است از ساختن جملاتى كه در آنها از كلماتي كه در ريشه هم خانوادهاند استفاده شود ، مانند سخن خداوند متعال :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ »
« 24 » ومانند سخن پيامبر ( ص ) : الظّلم ظلمات يوم القيامة ، « ستم موجب تاريكى قيامت ستمگر مىشود » . ومانند سخن علي ( ع ) : جاهل خبّاط جهلات ، عاش ركاب عشرات ، « نادان غرق در اشتباه كارى هميشه عقب مانده از زندگى است » . در اين مثالها أقم با قيّم ، ظلم با ظلمات ، جاهل با جهلات هم ريشهاند وباعث زيبايى كلام شدهاند .
گاهى كلماتي شبه مشتق وجود دارد وباعث زيبايى سخن مىشود ، مانند سخن خداوند متعال :
وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ
:
قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ
« 25 » . در اين دو آيهء شريفه ميان جنا وجنّتين ، قال وقالين شباهت اشتقاق وجود دارد در حالي كه از يك ريشه نيستند ، اما موجب زيبايى كلام شدهاند .
بحث سوّم - محاسن كلام در بارهء ردّ العجز على الصّدر است .
ردّ العجز على الصّدر كلمهاى است در نصف آخر شعر كه مشابه آن در نصف اوّل نيز آمده باشد ، وداراى اقسام زير است :
1 - دو لفظ موجود در دو مصرع اوّل ودوّم از نظر صورت ومعنى يكى باشند ودر آغاز وآخر كلام واقع شده باشند . مانند : الحيلة ترك الحيلة : « ترك حيله خود حيله است » . ونيز مانند : القتل انفى للقتل ، كشتن باز دارندهترين عامل قتل است » . همچنين مانند قول شاعر :
هامش
( 24 ) سورهء روم ( 30 ) آية ( 43 ) يعنى : پس تو اى رسول مستقيم روى به جانب آئين پاك اسلام آور .
( 25 ) سورهء الرحمن ( 55 ) : آيهء ( 54 ) : وميوه درختانش در همان تكيهگاه در دسترس آنهاست وسورهء الشعرا ( 26 ) : آيهء ( 168 ) : گفت من با كار شما دشمنم .