بنا بر اين حلالش به حرام وخيرش به شر آميخته شد . « 107 » » ومانند سخن زير :
فان غادر الغدران في صحن وجنّتى * فلا غرو منه لم يزل كان قادرا « 108 »
هر چند اقسام نظم كلام فراوان است ولى چون بسيارى از آنها در كلام متقدّمان كمتر يافت مىشود ، واين مقدار ترتيب در كلام چيزى است كه علماى متأخّر زحمت كشيده شناسايى وأنشأ كردهاند ، ناگزير آنچه كه در قرآن كريم وسخنان پيامبر ( ص ) وعلي ( ع ) وديگر فصحا است ذكر كرديم . وآنچه كه علماى متأخّر نقل كردهاند .
هر چند به دقّت سخن پيشينيان نيست ولى بر ذكاوت وزرنگى آنها دلالت دارد .
( فصل سوّم )
فصل سوم تقديم وتأخير كلمات در جمله
ودر آن بحثهايى است
بحث اوّل - فايدهء تقديم وتأخير ،
هر گاه لفظي بر غير خود در جمله مقدّم شود دو صورت دارد ، يا در نيّت مؤخّر است مانند مقدّم شدن خبر بر مبتدأ ومفعول بر فاعل ، ويا در نيّت مقدّم است هر چند در آخر آمده باشد ، مانند اين كه دو اسم در جمله بياورند كه هر كدام صلاحيّت مبتدأ وخبر شدن را داشته باشند ، مانند :
زيد المنطلق ، در اين مثال زيد مبتدأ والمنطلق خبر است ونيز مىتوان گفت .
المنطلق زيد ، كه در اين صورت المنطلق مبتدأ وزيد خبر است واين دو وجه فرقى با يكديگر ندارند .
سيبويه گفته است هنگامى كه فاعل ومفعول در جمله ذكر شوند ، آن كه از نظر گوينده مهمتر است در آغاز قرار مىگيرد خواه فاعل يا مفعول باشد . چنان كه هر گاه بخواهند از كشته شدن شخص خارجي خبر بدهند بدون توجّه به اين كه شخص معيّنى است مىگويند : قتل الخارجي زيد ، كه مفعول ، خارجي است
و
هامش
( 107 ) هانت على ربّها فخلط حلالها بحرامها وخيرها بشرّها
( 108 ) اگر قطعات آب در بستر زمين يا باغ من باقي بماند مهم نيست زيرا زمين مدام به آب نياز دارد .