« فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً »
« 82 » . گريه با خنده وكم با زياد در تضاد وتقابل مطابقه دارند ومانند اين كلام خدا
« سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسارِبٌ بِالنَّهارِ »
« 83 » واين سخن خداوند متعال :
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ »
« 84 » .
وجه دوّم مقابله : مقابله آن است كه ميان دو شيء موافق ودو ضدّشان جمع كنى ، در اين صورت اگر آن دو شيء موافق را مشروط به شرطي كنى لازم است كه دو ضدشان را هم به ضد آن شرط مشروط كنى . مانند سخن حق متعال : « فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَاتَّقى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنى وَكَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى » « 85 » .
در اين مثال چون آسانى را ميان بخشش وپرواى خدا وتصديق نيكيها مشترك قرار داده است . دشوارى را كه ضدّ آسانى است نيز ميان اضداد بخل واستغنا وتكذيب نيكيها مشترك قرار داده است .
وجه سوّم مزاوجت : مزاوجت ميان دو معناى شرط وجزا محقّق مىباشد مانند سرودهء بخترى :
هامش
( 82 ) سورهء توبه ( 9 ) : آيهء ( 82 ) : اكنون آنها بايد خنده كم وگريه بسيار كنند .
( 83 ) سورهء رعد ( 13 ) : آيهء ( 10 ) : در پيشگاه علم أزلي اين سخن به پنهان گوييد يا آشكار وآن كه در ظلمت شب است يا روشنى روز همه يكسان است .
( 84 ) سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء ( 26 ) : تو هر كه را خواهى ملك وسلطنت بخشي واز هر كه خواهى بگيرى وبر هر كه خواهى عزّت واقتدار بخشي وهر كه را خواهى خوار گردانى .
( 85 ) سورهء ليل ( 92 ) : آيهء ( 5 - 10 ) : اما هر كس عطا واحسان كرد وخدا ترس وپرهيزگار شد وبه نيكويى ( يعنى به نعيم آخرت يا هر خير وسعادت كه در قرآن بيان شده ) تصديق كرد ، ما هم البتة كار أو را ( در دو عالم ) سهل مىگردانيم واما هر كس بخل ورزد واز جهل وغرور ، خود را از لطف خدا بىنياز دانست ونيكويى را تكذيب كرد پس كار أو را دشوار مىكنيم .