تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
پس اگر اسم در جمله‌اى زيباست بدان معنى نيست كه همه جا معرفه يا نكره بودن اسم زيباست ، بلكه زيبايى آنها به جمله وتناسب آن بستگى دارد . توضيح مطلب اين است كه هر گاه نظم ( ترتيب كلمات ) در جمله‌اى برقرار شود بدين معنى است كه بعضي از كلمات با بعضي رابطهء صحيحي دارند واز اين نظم به أحوال مفردات وتركيب آنها تعبير مىكنند . در أحوال مفردات ، يا ملاحظهء خود ألفاظ ويا چگونگى ألفاظ از لحاظ حركات وسكنات مىشود واينها اقسام اعتبار نام دارد . نظم كامل سخن اين است كه براي هر موردى آنچه از أمور سه گانهء فوق الذكر شايسته‌تر است انتخاب شود .

فصل دوّم - اقسام نظم

هر گاه جملات زيادى نظم واحدى داشته باشند ، يا بعضي به بعضي ديگر ارتباط دارد يا ندارد . اگر جملات به يكديگر بستگى نداشته باشند در اين گونه تركيبها براي درك نظم نيازى به فكر نيست مانند سخن علي ( ع ) : « هيچ مالي سودمندتر از عقل ، هيچ دردى دشوارتر از ناداني ، هيچ عقلي مانند تدبير وهيچ بخششى چون تقوا نيست . « 81 » » اگر جملات به يكديگر بستگى داشته باشند ، هر چه اجزاى كلام با يكديگر ارتباط بيشترى داشته باشند ، فصاحت بيشترى دارند . براي اين صورت قانون معيّنى كه همهء وجوه سخن را در برداشته باشد وجود ندارد . ما به پاره‌اى از آنها كه حدود 21 وجه مىباشد اشاره مىكنيم : وجه اوّل مطابقه : مطابقه عبارت است از جمع بين دو ضد در سخن با رعايت تقابل به گونه‌اى كه اسم به فعل ضميمه نشود مانند سخن خداوند متعال :
هامش
( 81 ) لا مال أعود من العقل والداء أعيى من الجهل ولا عقل كالتدبير ولا كرم كالتّقوى .