وضع - بنابر اين نظريه - نه تنها منشأ پيدايش رابطهء دلالت بين لفظ و معناست ؛ بلكه بسيارى ديگر از اشياء ( كه رابطهء دلالى با معانى خاصى دارند ، نظير : علامات ، رموز و اشكال ) ، رابطهء دلالى خود را مديون وضع عرفىاند .
اين مطلب كه منشأ رابطهء دلالت بين لفظ و معنا ، رابطهاى ذاتى نيست بلكه از وضع عرفى نشأت گرفته است ؛ مورد تسالم بين متفكرين لااقل در قرون اخيره است . آنچه - در اين ميان - مورد بحث و گفتگوست ؛ چند چيز است :
1 ) حقيقت اين وضع چيست ؟
2 ) چگونه اين « وضع » ، منشأ پيدايش رابطهء سببيت بين تصوّر لفظ و تصوّر معنا شده است ؟
3 ) واضع كيست ؟
4 ) اقسام وضع چيست ؟
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٠٥