مكتوب
110 « 1 »
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الأمير غياث الدّين محمّد أنزل اللَّه عليه السكينة .
مصائب دنيا و مؤمن
امّا بعد ؛ ضمان نمىتوان شد كه اگر كسى روى به خداى عزّوجلّ آورد و رسول او صلى الله عليه و آله و سلم هيچ از دنياى او يا از مال و يا از حرمت و لذّت و غير آن باكم نشود . « 2 » كيف و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« مَنْ أَحَبَّني مِنْكُم فَلْيُعَدَّ لِلفَقْرِ تَجفافاً » « 3 »
و گفته :
« الْمُؤمِنُ لايَخْلُو مِنْ ذِلَّةٍ أَوْ قِلَّةٍ أَوْ عِلَّةٍ » . « 4 »
اين خريد و فروختى است ، چون آخرت حاصل مىشود دنيا بايدش رفت ، جمع ميان ثمن و مثمن نمىتوان كرد .
دنيابه مراد خواهى و دين درست * اين هر دو نباشد نه فلك بندهء تست
غرض آن كه اخوان به خود بنهند كه چون راه خداى عزّوجلّ پيش گرفتهاند از اينها پيش خواهد آمد . چون رخ نمايد نترسند و بد دل نشوند كه اكثر مردمان صورت بينند ، چون در صورتِ شخص اندك
هامش
( 1 ) . اين مكتوب در « م » نيست .
( 2 ) . با كم نشود : به كاستى نرسد .
( 3 ) . آن كه مرا دوست مىدارد بايد از فقر پوششى براى خود فراهم كند . سنن ترمذى ، ح 2273 .
( 4 ) . مؤمن جداى از ذلّت و كاستى و بيمارى نيست . جامعالسعادات ، ج 2 ، ص 378 . توضيح : البته اين ذلّت در اين گفتار به معناى پستى و رذالت و خوارى نيست زيرا در روايات فراوانى اين گونه كارها از ساحت مؤمن پيراسته شده است بلكه به معناى فرودستى و دورى از رياست دنيايى است .