و اين كجا ؟ ! و آن كجا ؟ !
اگر كسى گويد : ما نگاه در لقمه عارف مىكنيم از همان جنس است كه ساير لقمهها ، نه جنسى ديگر است . گوييم : آن جنسى ديگر است امّا به ديدهء تو از همان جنس مىنمايد براى روپوش . و اگر خدا خواهد و اين پوشش رفع كند بيننده به چشم سر ببيند كه آن لقمه كه در دهان عارف است همه از نور است ، از آب و گِل دور است مگر آب و گلى كه هم از نور باشد . و آن كس كه آبگينه از نقره تواند ساخت ، گِل از نور و نور از گِل تواند ساخت . و اين سخن محضِ حق و عين حقيقت است و از تكلّف و مجاز و استعاره و كنايه مبرّاست .
قياس طعام عارف بر شخص عارف بايد كرد ، نه شخص عارف به چشم مردمان مانند شخص جاهل مىنمايد و حال آن كه شخص عارف را در نهان تبديل لاحق شده و يكسانى با جاهل نمانده ، امّا تبديل از ديدهها پوشيده است . و
« وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« 1 » حكايت اين حال است . و اگر از اين روشنتر بايد
« وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً » .
« 2 » و مصداق اين همه اين كه
« وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها » .
« 3 » چه دانيم كه عدم إبصار ايشان نه مر ظواهرِ اشكال راست بل مر بواطن احوال راست .
« وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » . *
« 4 »
هامش
( 1 ) . و آنها را مىبينى كه به تو نگاه مىكنند ، امّا در حقيقت نمىبينند . سورهء اعراف ، آيهء 198 .
( 2 ) . و هنگامى كه قرآن مىخوانى ، ميان تو و آنها كه به آخرت ايمان نمىآورند ، حجاب ناپيدايى قرار مىدهيم . سورهء اسراء ، آيهء 45 .
( 3 ) . و چشمانى كه با آن نمىبينند . سورهء اعراف ، آيهء 179 .
( 4 ) . و خدا آن كه را خواهد به راه راست رهنمون سازد . سورهء بقره ، آيهء 213 .