مكتوب
89
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى ولييّ في اللَّه و حبيبي الأمير شمس الملّة و الدّين أبي سعيد ايّده اللَّه أحسن التأييد .
امّا بعد ؛ در اثناى مكتوب بر قلم وليّم جارى شده بود كه مشهور آفاقمان مىكنند يعنى بعض الاعداء . عجب از وليم مگر ندانسته كه ؛
گر به نام نيك مشهورى خطاست * رنج جان را درد بدنامى دواست
دشمنان و رهايىِ سالك از ريا
سالك را در بدايت حال ، رد و انكار ترياق اين كار است و حكمت هاى آن بعضى در مكتوب سيّد الإخوان نوشتهام « 1 » ، حكمتى ديگر اين جا بنويسم و اين حكمت قريب است به حكمتى كه در آخر مكتوب مذكور شد . امّا فرق آن است كه آنچه آن جا مذكور شد عُجب و دلال بود و آنچه اين جا خواهيم گفت رياست ، و بين ذلك فرقٌ بَيِّنٌ عندالسالكين .
بر وليم پوشيده نيست كه اگر مردمان طورِ سالك را پسند دارند و بر استحسان آن اجماع كنند چون سالك هنوز از غوايلِ نفس آمِن نشده مظنّه آن هست كه او را ريايى روى نمايد و رويى در آن با ايشان به كار خواهد . خداى عزّوجلّ به رحمت خود طور سالك را به چشم مردمان به صورتى زشت جلوه دهد تا به انكار و ردّ او مشغول شوند . سالك
هامش
( 1 ) . بنگريد : مكتوب شماره 88