وين علم دنى كه ترا جانست * فضلات فضايل يونان است
خود گو تا چند چو خرمگسان * نازى « 1 » بسر فضلات كسان
تا چند ز غايت بيدينى * خشت كتبش بر هم چينى ؟
اندر پى آن كتب افتاده * پشتى بكتاب خدا داده
440
نى رو بشريعت مصطفوى * نى دل بطريقت مرتضوى
نه بهره ز علم فروع و اصول * شرمت بادا ز خدا و رسول
ساقى ز كرم دو سه پيمانه * درده ببهائى ديوانه
زان مى كه كند مس او اكسير * و عليه يسهل كل عسير
زان مى كه اگر ز قضا روزى * يكجرعه از آن شودش روزى
از صفحهى خاك رود اثرش * و ز قلهى عرش رسد خبرش
فصل « 2 » فى علم النافع فى المعاد
اى مانده ز مقصد اصلى دور * آكنده دماغ ز باد غرور
از علم رسوم چه ميجوئى * اندر طلبش تا كى پوئى
تا چند زنى ز رياضى لاف * تا كى بافى هزار گزاف
ز دوائر عشر و دقايق وى * هرگز نبرى بحقايق پى
450
وز جبر و مقابله و خطائين * جبر نقصت نشود فى البين
در روز پسين كه رسد موعود * نرسد ز عراق و رهاوى سود
زايل نكند ز تو مغبونى * نه شكل عروس و نه مأمونى
در قبر بوقت سئوال و جواب * نفعى ندهد به تو اسطرلاب
هامش
( 1 ) - نخ : لرزى
( 2 ) - نخ : فى الترغيب فى العلوم الحقيقة الدينيه