يا رب يا رب ! كه بهاييرا * آن عمر تباه ريايى را
490
خطى « 1 » ز صداقت ايشان ده * توفيق رفاقت ايشان ده
باشد كه شود ز وفا منشان * نه اسم و نه رسم ، نه نام و نشان
« 2 » فى التوبه عن الخطايا و الانابة الى واهب العطايا
اى داده خلاصهى عمر بباد * وى گشته بلهو و لعب دلشاد
اى مست ز جام هوا و هوس * ديگر ز شراب معاصى بس
تا چند روى بره عاطل * يك بار بخوان ز هق الباطل
زين بيش خطبه پناه مباش * مرغابى بحر گناه مباش
از توبه بشوى گناه و خطا * وز توبه بجوى نوال و عطا
گر تو برسى بنعيم مقيم * وز توبه رهى ز عذاب اليم
توبه در صلح بود يا رب * اين در ميكوب به صد يا رب
نوميد مباش ز عفو اللّه * اى مجرم عاصى نامه سياه
500
گر چه گنه تو ز عد بيش است * عفو و كرمش از حد بيش است
عفو ازلى كه برون ز حد است * خواهان گناه فزون ز عد است
ليكن چندان در جرم مپيچ * كه مكان صلح نماند هيچ
تا چند كنى اى شيخ كبار * توبه تلقين بهايى زار
كو توبهى « 3 » روز بشب شكند * وين توبه بروز دگر فكند
عمرش بگذشت بليت و عسى * وز توبهى صبح شكست مسا
اى ساقى دلكش فرخ فال * دارم ز حيات هزار ملال
در ده قدحى ز شراب طهور * بر دل بگشا در عيش و سرور
كه گرفتارم بغم جانكاه * زين توبهى سست بتر ز گناه
هامش
( 1 ) - نخ : حظى
( 2 ) - نخ : فى ترغيب العاصى فى التوبه عن المعاصى
( 3 ) - نخ :كو توبهء كه بشب شكند * وين توبه شب را بروز فكند