كه وجود و عدم هر دو از اختصاصات آن است ، و يا ممتنع كه وجود آن غير ممكن است و بلكه عدم محض مىباشد .
ممكن نيز يا جوهر ( ذات يا حقيقت ) است و يا عرض .
جوهر يا حقيقت چيزى است كه منشأ و پايهى ساير صفات و مختصات شىء را تشكيل ميدهد يا بعبارت ديگر حقيقت آنچيزيستكه تمام پديدههاى گوناگون و كلى طبيعت بمنزلهى انعكاسى از آن هستند ، و آن بر پنج قسم است كه عبارتند از جسم و در جزء آن كه هيولا يا ماده و صورت است و نفس و عقل
عرض چيزى است كه قائم بذات خود نيست بلكه انعكاس از ذات يا حقيقت بشمار ميرود ، و آن بر نه قسم است :
كميت يا چندى ، كيفيت يا چگونگى ، اين يا مكان ، متى يا زمان ، اضافه يا نسبت ، وضع مانند اين مرد نشسته يا ايستاده ، فعل يا تاثير تدريجى ، انفعال يا تأثير تدريجى و ملكيت .
بنابراين نه مقولهى عرض باضافهى يك مقولهى جوهر طبق نظر ارسطو مقولات عشر يا مقولات وجود ناميده مىشود
* * *
سوم - ترجمه اشعار و عبارات مهم عربى
صفحه 18 - قول النبى ( ص ) : سؤر المؤمن شفاء .
پس ماندهى مرد با ايمان درمان بخش است .
* * * صفحه 23 - قول النبى ( ص ) : حب الوطن من الايمان .
وطن دوستى نشانهى ديندارى است .
صفحه 32 حب الدنيا رأس كل خطيئة و ترك الدنيا رأس كل عبادة اشاره است بگفتار پيامبر اسلام كه فرمود : ترك الدنيا رأس كل عبادة و حب الدنيا رأس كل خطيئة يعنى دورى از دنيا سر عباداتست و دل