يعنى كه ترا ميطلبم خانه به خانه
روزيكه برفتند حريفان پى هر كار * زاهد سوى مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوهگه يار * حاجى بره كعبه و من طالب ديدار
او خانه همى جويد و من صاحب خانه
هر در كه زنم صاحب آن خانه توئى تو ! * هر جا كه روم پرتو كاشانه توئى تو !
در ميكده و دير كه جانانه توئى تو ! * مقصود من از كعبه و بتخانه توئى تو !
مقصود توئى ، كعبه و بتخانه بهانه
بلبل بچمن زان گل رخسار نشان ديد * پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روى تو در پير و جوان ديد * يعنى همه جا عكس رخ يار توان ديد
ديوانه منم ، من ! كه روم خانه به خانه
عاقل بقوانين خرد راه تو پويد * ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچه بشكفتهى اين باغ كه بويد * هر كس بزبانى صفت حمد تو گويد
بلبل بغزل خوانى و قمرى بترانه
بيچاره بهائى كه دلش زار غم تست * هر چند كه عاصيست ز خيل خدم تست
اميد وى از عاطفت دمبدم تست * تقصير ( خيالى ) باميد كرم تست
يعنى كه گنه را به از اين نيست بهانه
شاهراه عشق
هر چه در عالم بود ليلى بود * ما نمىبينيم در وى غير وى
1080
حيرتى دارم از آن رندى كه گفت * چند گردم بهر ليلى گرد حى
اى بهائى شاهراه عشق را * جز « 1 » بپاى عشق نتوان كرد طى
فرزانه و ديوانه
يكى ديوانهء را گفت بشمار * براى من همه ديوانگان را
جوابش داد كاين كاريست مشكل * شمارم خواهى ار فرزانگان را
طريق مردى
ساز بر خود حرام آسايش * كه فراغت طريق مردى نيست
پا بفرساى در ره طلبش * پا همين بهر هرزه گردى نيست
هامش
( 1 ) - نخ : جز بنور