از ناحيهء پدر به او داده مىشود به تو عنايت فرمايد . »
پاسخ به سؤال اعتراض گونه ابو هره كه از كوفه مىآمد
امام حسين عليه السّلام و همراهان شب را در ثعلبيّه به صبح رساندند ، صبح شخصى كه با عنوان ابو هرّه خوانده مىشد و از كوفه مىآمد به محضر امام حسين عليه السّلام رسيد ، پس از سلام عرض كرد : « چه باعث شدن كه شما از حرم خدا و حرم جدّتان رسول خدا بيرون آمدهايد ؟ ! » امام حسين عليه السّلام فرمود : « بنى اميّه اموالم را گرفتند ، تحمّل كردم ، مرا دشنام دادند ، تحمّل نمودم ، اينك مىخواهند خون مرا بريزند ، از اين رو گريختم ، سوگند به خدا گروه ستمگر بنى اميّه مرا مىكشند ، آنگاه خداوند لباس ذلّت فراگير را بر آنها بپوشاند ، و شمشير برّندهاى بر آنها فرود آورد ، و كسى را كه آنان را ذليل نمايد بر آنها مسلّط سازد ، به گونهاى كه ذليلتر از قوم سبأ گردند ، كه زنى بر آنها سلطنت مىكرد ، و مال و جانشان در اختيار او بود . »
الحاق قهرمانانهء زهير بن قين به كاروان حسين عليه السّلام
گروهى از قبيلهء فزاره و بجيله روايت كردند كه : ما با زهير بن قين ( در كاروان او از سفر حجّ مكه به سوى كوفه ) حركت مىكرديم « 1 » كاروان حسين عليه السّلام جلوتر حركت مىكرد ، سرانجام كاروان ما به كاروان حسين عليه السّلام رسيد ، در مسير راه هر جا كه امام حسين عليه السّلام مىخواست در
هامش
( 1 ) . زهير بن قين از شخصيّتهاى شيعى كوفه بود ، و رئيس قومش به شمار مىآمد ، با كاروانى به مكّه براى انجام مراسم حج رفته بود ، و همراه كاروان به سوى كوفه بازمىگشت .