چشمان خود را در برابر اين نور حق نبنديد ، و خود را در درّهء هلاكت نيفكنيد ، « صخر بن قيس » [ منظور احنف بن قيس است كه از بزرگان شيعه در بصره بود ] در جنگ جمل به خاطر يارى نكردن شما ، خوار شد و براى شما لكّهء ننگ بجا گذاشت ، اكنون با حركت به سوى يارى پسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم اين لكّه را از دامن خود بشوييد ، سوگند به خدا هيچ كس از يارى حسين عليه السّلام كوتاهى نكند ، مگر اينكه موجب ذلّت فرزندانش و كمبود فاميلش مىشود ، و هم اكنون من لباس جنگ پوشيدم و زرهء رزم به تن كردم ، هر كس كشته نشود ، سرانجام خواهد مرد ، و هر كس فرار كند ، از چنگ مرگ رهايى نيابد ، بنا بر اين خدا شما را بيامرزد ، و به سخنان من جواب نيكو بدهيد . » [ سخنرانى يزيد بن مسعود به پايان رسيد ، شنوندگان گفتار او كه سه قبيلهء بنى تميم ، حنظله و سعد بودند ، هر كدام به ترتيب زير پاسخ دادند : ]
پاسخ قبيلهء حنظله
قبيلهء حنظله گفتند : « اى ابا خالد ! ما همگى تيرهاى تركش تو و تك سواران دودمان تو هستيم ، اگر به وسيلهء ما به طرف دشمن تير بيفكنى ، آن تير به هدف مىرسد ، و اگر با ما به مصاف دشمن به روى پيروز خواهى شد ، سوگند به خدا به هر گونه سختى كه تو با آن روبرو شوى ، همراه تو هستيم ، با شمشيرهايمان به يارى تو مىشتابيم ، و بدنهايمان را سپر تو قرار مىدهيم ، هر گونه كه صلاح مىدانى اقدام كن . »