آنها گفتند : « سوگند به خدا ما خير تو را مىخواهيم و سعى و كوشش مىكنيم كه با نظر صائب به يارى تو بپردازيم ، بگو تا بشنويم . » يزيد بن مسعود گفت : « معاويه از دنيا رفته است و سوگند به خدا مردهاى است بىارزش ، و هلاكت و نابوديش افسوس ندار ، با مرگ او درهاى ظلم و گناه شكسته شد ، و ستونهاى ستم متزلزل گرديد ، او براى خود از مردم بيعت گرفت ، و گمان كرد كه آن را استوار نمود ، ولى هرگز او به مقصود نرسيد ، او براى وصول به اهداف شوم خود كوشش كرد ، ولى سوگند به خدا به نتيجه نرسيد ، و از مشورتش جز رسوايى ، چيزى به دست نياورد ، اكنون پسرش يزيد شرابخور و سردستهء مفاسد و زشتيها برخاسته و ادّعاى خلافت بر مسلمانان مىكند ، و بدون رضايت مردم مىخواهد خود را رهبر آنها سازد ، با اينكه بردباريش اندك و دانشش كم است و به اندازهء جاى پايش حق را نمىشناسد ، من سوگند نيك به خدا ياد مىكنم كه جهاد و جنگ با او در راه پيشرفت دين ، از جهاد و جنگ با مشركان برترى دارد .
و اين حسين عليه السّلام پسر على عليه السّلام و پسر دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، داراى شرافت ريشهدار و رأى نيك و استوار و فضيلت غير قابل توصيف ، و علم بىپايان است كه قطعا شايستهتر و سزاوارتر به امر خلافت و مقام رهبرى است ، زيرا او با توجّه به سابقه و سن و سال و قرابتش به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از همه برتر است ، نسبت به زيردستان مهربان ، نسبت به بزرگان متين و نيك روش ، و نسبت به ملّت ، نگهبان و رهبرى بزرگوار است ، خداوند به وسيلهء او حجّت را بر مردم تمام كرده ، و آداب و موعظه را به طور كامل به مردم رسانده است . بنا بر اين
اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: محمدى اشتهاردى
ص٦٤