حسين عليه السّلام برايش نامه نوشته بود « منذر بن جارود » بود ، او از ترس اينكه مبادا نامهرسان ( سليمان بن رزين ) جاسوس عبيد اللَّه بن زياد باشد ، و از سوى ديگر دخترش به نام « بحريّه » همسر عبيد اللَّه بن زياد بود ، نامه و نامهرسان را نزد عبيد اللَّه آورد ، عبيد اللَّه دستور داد سليمان بن رزين ( نامه رسان امام حسين عليه السّلام ) را به دار آويختند .
و مظلومانه به شهادت رساندند . « 1 »
شدّت عمل ابن زياد ، و حركت او به سوى كوفه
عبيد اللَّه بن زياد پس از دار زدن سليمان نامهرسان امام حسين عليه السّلام در بصره ، بر فراز منبر رفت ، و سخنرانى كرد و مردم بصره را هشدار داد و ترسانيد و گفت : « مبادا تحت تأثير افراد اخلالگر و آشوب طلب شويد . » و شب را در بصره ماند ، و صبح برادرش عثمان بن زياد را به عنوان نايب خود در بصره نصب كرد ، و خود به سوى كوفه حركت نمود .
نيرنگ مرموز ابن زياد در ورود به قصر فرماندارى كوفه
ابن زياد وقتى كه به نزديك كوفه رسيد ، صبر كرد تا شب شد ، سپس با همراهان شبانه وارد كوفه گرديد ، مردم گمان كردند كه امام حسين عليه السّلام وارد كوفه شده است ، از اين رو مقدمش را گرامى شمردند ، و اطرافش را با تجليل و احترام گرفتند ، ولى وقتى كه فهميدند او ابن زياد است ،
هامش
( 1 ) . اين حادثه نشان مىدهد كه « منذر بن جارود » شخصى سست عنصر و بىجربزه بود كه اين گونه خود را باخت ، كه گاهى انسان به شك مىافتد كه مبادا او خودش جاسوس ابن زياد بوده است . ( مترجم ) .