و خطبه خواند ، و خبر قتل حسين عليه السّلام را به مردم ابلاغ كرد ، شيون و فرياد بنى هاشم از شنيدن اين خبر برخاست ، مجالس عزادارى بر پا كردند زينب دختر عقيل ، در سوگ امام حسين عليه السّلام چنين نوحه سرايى مىكرد :
ما ذا تقولون اذ قال النّبىّ لكم * ما ذا فعلتم و انتم آخر الامم
بعترتى و باهلى بعد مفتقدى * منهم اسارى و منهم ضرّجوا بدم
ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم * ان تخلفونى بسوء في ذوى رحمى
« چه پاسخ مىدهيد اگر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم از شما بپرسد : چه كرديد با عترت و اهل بيت من بعد از من با اينكه شما از آخرين امّتها هستيد ، بعضى را اسير نموده و بعضى در خون غلتيدهاند .
جزاى من اين نبود ، پس از آنكه شما را نصيحت كردم ، كه بعد از من با خويشانم اين گونه بد رفتارى كنيد ؟ » هنگامى كه شب فرا رسيد ، مردم مدينه شنيدند نداكنندهاى چنين ندبه مىكرد :
ايّها القاتلون جهلا حسينا * ابشروا بالعذاب و التّنكيل
كلّ اهل السّماء يدعوا عليكم * من نبىّ و مرسل و قتيل
قد لعنتم على لسان بن داود * و موسى و صاحب الانجيل
« اى كسانى كه از روى جهل ، حسين عليه السّلام را كشتيد ، اينك عذاب خدا و بدبختى بر شما بشارت باد .
همهء اهل آسمان و هر پيامبر و رسول و شهيدى بر شما نفرين كند .
شما به زبان سليمان بن داود ، و موسى ، و عيسى صاحب كتاب آسمانى انجيل ، لعنت شدهايد . »