فما ذنبنا ان جاش دهرا بحورنا * و بحرك ساج لا يوارى الدّعاء مصا
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
،
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
، خاك و سنگ در دهانت اى شاعر ! آيا به كشتن آن قومى مىنازى ، كه خداوند آن قوم را پاك و پاكيزه ساخت ، و پليدى را از آنها دور نمود ، دهانت را ببند ، و در جاى خود بنشين همان گونه كه پدرت نشست كه براى هر شخصى همان است كه تحصيل كرده و به پيش فرستاده است .
واى بر شما ! آيا به ما حسادت مىورزيد ؟ به خاطر آنكه خداوند ما را بر شما برترى بخشيده است .
گناه ما چيست كه درياهاى ( فضائل ) ما جهان را فروگرفت ، و درياى تو روپوش كوچكى است كه حتّى حشرهء دعموس ( جانور كوچ دريايى ) را نمىپوشاند . اين از فضل خدا است كه به هر كس بخواهد و شايسته ببيند عطا مىكند ، و خداوند داراى عطاى بزرگ است ، و كسى كه خداوند براى او نورى قرار نداده ، براى او نورى وجود ندارد . « 1 » روايتكننده مىگويد : [ خطبهء حضرت فاطمه صغرى عليها السلام آن چنان حاضران را تحت تأثير قرار داد كه ] صداى آنها به گريه بلند شد و گفتند : « اى دختر پاكان ! بس كن كه با گفتارت دلهاى ما را سوزاندى و گلوها و سينههاى ما را كباب كردى ، و درون ما را شعلهور ساختى . » آنگاه آن بانو ساكت شد .
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 40 سورهء نور .