تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
قرار داد ، آن تير ، سر او از بدن جدا كرد ، و او در آغوش عمويش حسين عليه السّلام جان سپرد

انصراف شمر از آتش زدن خيمه‌ها

هنوز امام حسين عليه السّلام شهيد نشده بود ، شمر بن ذى الجوشن ( لعنة اللّه ) با نيزه به خيمهء امام حسين عليه السّلام حمله كرد ، سپس فرياد زد : « آتش بياوريد تا هر كه و آنچه در ميان خيمه است ، همه را بسوزانم . » امام حسين عليه السلام فرمود : « اى پسر ذى الجوشن ! اين تو هستى كه براى سوزاندن خانواده‌ام آتش مىطلبى ، خداوند تو را با آتش بسوزاند . » شبث بن ربعى ( يكى از سركردگان دشمن ) نزد شمر آمد و او را سرزنش كرد ، او حيا كرد و از آتش زدن منصرف گرديد .

پوشيدن لباس كهنه

امام حسين عليه السّلام [ هنگام وداع ] فرمود : جامه‌اى برايم بياوريد كه مورد علاقهء كسى نباشد ، تا آن را زير لباسهايم بپوشم تا كسى مرا برهنه نكند ، شلوار كوتاهى آوردند ، امام عليه السّلام آن را نپسنديد ، فرمود : « اين لباسى است كه انسان گرفتار ذلّت آن را مىپوشد . » آنگاه جامهء كهنه‌اى گرفت و پاره پاره كرد و زير لباسهايش پوشيد ، ولى وقتى كه به شهادت رسيد ، همين لباس كهنه را نيز از بدنش بيرون آوردند .
[ لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش * كه تا برون نكند خصم بد منش ز تنش