لباس كهنه چه حاجت كه زير سم ستور * تنى نماند كه پوشند جامه يا كفنش ]
سپس شلوارى كه از بافتههاى يمن بود طلبيد و پاره كرد و پوشيد ، از آن جهت آن را پاره كرد ، تا كسى به آن رغبت نكند و از بدنش بيرون نياورد ، ولى وقتى كه كشته شد ، بحر بن كعب ( لعنه اللَّه ) آن را از بدنش خارج نمود ، و آن حضرت را برهنه ساخت ، بعد از اين كار ، دستهاى بحر بن كعب در تابستان همانند دو چوب خشك ، مىخشكيد ، و در زمستان نرم مىشدند و خون و چرك از آنها جارى بود ، تا آنكه خداوند متعالى او را به هلاكت رسانيد .
افتادن حسين عليه السّلام از پشت اسب بر زمين و فرياد زينب عليها السّلام
هنگامى كه پيكر مطهّر امام حسين عليه السّلام پر از زخم شمشيرها و تيرها و نيزهها گرديد ، « فبقى كالقنفذ ، همانند جوجهء تيغدار ، بدنش پر از تير گرديد » يكى از ظالمان به نام « صالح بن وهب مزنى » چنان نيزهاى بر پهلويش زد كه حسين عليه السّلام از پشت اسب بر زمين افتاد ، و هنگام افتادن ناحيهء راست صورتش بر زمين خورد ، فرمود :
« بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم . »
سپس برخاست . در اين هنگام حضرت زينب عليها السّلام از خيمه بيرون آمد ، فرياد زد :
وا اخاه ، وا سيّداه ، وا اهل بيتاه ليت السّماء انطبقت على الارض ، و ليت الجبال تدكدكت على السّهل ، اى واى برادرم ، اى واى آقايم ، اى واى خانوادهام ! اى كاش آسمان بر زمين مىافتاد ، اى كاش كوهها متلاشى شده و به بيابان مىپاشيدند .