رسد به اينكه دنيا فانى است . ] هلال بن نافع بجلّى « 1 » برخاست و خطاب به امام عليه السّلام گفت : « سوگند به خدا ، لقاى خدا ( و شهادت ) را ناخوش نداريم ، و ما بر همين نيّت و شناخت خود باقى هستيم ، با دوستان تو دوست ، و با دشمنان تو دشمن مىباشيم . » برير بن خضير ( حصين ) برخاست و گفت : « اى پسر رسول خدا ! سوگند به خدا ، خداوند به وسيلهء تو بر ما منّت نهاد ، تا در ركاب تو با دشمن بجنگيم ، و در راه تو اعضاى بدنهايمان قطعه قطعه گردد ، سپس جدّ تو رسول خدا در قيامت ، ما را شفاعت كند . »
ورود امام حسين عليه السّلام به كربلا
در اين هنگام امام حسين عليه السّلام برخاست و سوار بر مركب شد و با همراهان حركت كرد ، گاهى لشكر حرّ از حركت آن حضرت جلوگيرى مىكردند ، و گاهى آنها جلو و خود پشت سر ، حركت مىنمودند ، تا در روز دوم محرّم به كربلا رسيدند ، امام حسين عليه السّلام پرسيد : « نام اين زمين چيست ؟ » گفته شد : كربلا فرمود :
« اللّهم انّى اعوذ بك من الكرب و البلاء
، خدايا من پناه مىبرم به تو از اندوه و بلا . » « 2 »
هامش
( 1 ) . ظاهرا نافع بن هلال ، درست است كه از قبيله مذحجى جملى ( نه جبلّى ) بوده است ، او شخصيتى برجسته و شجاع ، و از قاريان قرآن و حاملان حديث بود ، از ياران حضرت على ( ع ) به شمار مىآمد ، و در جنگهاى او شركت داشت ، و در ماجراى كربلا ، به امام حسين ( ع ) پيوست . ( كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 29 ) ( مترجم ) .
( 2 ) . روايت شده : امام حسين ( ع ) زمين كربلا ( آن قسمتى كه محل قبر و اطرافش است ) را از اهالى نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريدارى كرد ، و آن مبلغ را به آنها انفاق نمود و با آنها شرط كرد كه مردم را به مكان قبرش راهنمايى كنند ، و زائرانش را سه روز به عنوان ميهمان بپذيرند . ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 249 - مجمع البحرين ، واژهء كربلا ) ( مترجم ) .