در مورد مسلمانى كه براى ديدن يا حاجتى نزد مسلمانى برود و او در خانه باشد و اجازهء ورود بخواهد ، او اجازه ندهد و از خانه هم بيرون نيايد ؟ فرمود ، اى ابا حمزه ، هر مسلمانى كه براى ديدار يا درخواست حاجتى نزد مسلمانى برود كه در خانه است و اجازهء ورود بخواهد و او بيرون نيايد ، پيوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همديگر را ملاقات نمايند ، عرض كردم : فدايت شوم ، در لعنت خداست تا يك ديگر را ديدار كنند ؟ فرمود : آرى اى ابا حمزه .
2 - « 2 » اسحاق بن عمّار گويد : خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم ، حضرت با ترشرويى به من نگاه كرد ، عرض كردم ( يا ابن رسول اللَّه ) چه چيز حالت شما را نسبت به من دگرگون نموده است ؟ فرمود : آنچه كه رفتار ترا نسبت به برادرانت دگرگون ساخته ، اى اسحاق به من خبر رسيده كه در خانهات دربان گذاشتهاى تا فقراى شيعه را راه ندهند ، عرض كردم : فدايت شوم من از شهرت ترسيدم ، فرمود :
آيا از بلا نترسيدى ؟ آيا نميدانى چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمايند خداى عزّ و جل بر آنها رحمت فرو مىفرستد كه نود و نه درصد رحمت براى كسى است كه محبّتش به رفيقش بيشتر باشد و اگر محبتشان يكسان باشد رحمت خدا پردهاى برايشان فرو كشد ، و چون به مذاكره نشينند ، برخى از فرشتگان محافظ آنها به بعضى ديگر مىگويند : از اينها دور شويم شايد رازى داشته باشند كه خدا بر آنها پرده كشيده است ، عرض كردم : مگر خداى عزّ و جل نمىفرمايد « به گفتارى لب نگشايد جز آن كه نزد او فرشتهاى مراقب و آماده باشد « 3 » » فرمود : اى اسحاق اگر محافظان نشنوند ، خداوند عالم به رازها مىشنود و مىبيند .
3 - « 4 » مفضّل بن عمر گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : هر مؤمنى كه بين او و مؤمن
هامش
( 2 ) اصول كافى ، ص 400 .
( 3 )ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌسوره ق - 18 .
( 4 ) اصول كافى ، ص 475 .