منازعه باز به جاى مانده است . هر اقدام خشونتآميزى با اقدامى همانند آن رو به رو گشته در حالى كه اقدامهاى آشتىجويانه اگر با حسن نيت همراه بوده پاسخى نيكو دريافت داشته است . به بيان ديگر آنكه در اين عرصه بذر خشونت كاشته خشونت و آنكه بذر دوستى كاشته دوستى درويده است .
نيز تاريخ گواهى مىدهد كه سرچشمه جنگهاى طرفين چيزى جز فزونخواهى نبوده و نيست . اسلام نه از سلاطين عثمانى خواسته بود كه بروند و و با زور اروپائيان را مسلمان كنند و نه مسيحيت به بوش و بلر فرمان داده تا براى برقرارى نظام دموكراسى در عراق اين كشور را تبديل به جهنم كنند . چه كسى مىتواند مدعى گردد كه اين منازعهها ريشه دينى دارد ؟ آنچه مؤمنان به اديان الهى بدان مكلّفند « عمل صالح » است و چنانچه عملى موجب فساد و تباهى گردد و جان بىگناهان را بگيرد از دايره عمل صالح بيرون است ؛ هرچند كه عاملان رفتار خويش را دينى وانمود سازند . غاصبان فلسطين هرگز نمىتوانند رفتارشان را دينى جلوه دهند و اشغال گران عراق و افغانستان هيچ دليلى بر دينى بودن خونريزيها و نسلكشيها ندارند ، همانطور كه هيچ كس ديگرى نيز حق ندارد هدفهايش را با ترور و كشتار بىگناهان دنبال كند .
ب . گرايشهاى فرقهاى حكمرانان مسلمان و رفتار تبعيض آنان نسبت به اقوام و اديان حاضر در قلمروشان يكى از مهمترين عوامل ضعف و فروپاشى دولتهاى اسلامى و نيز تضعيف و پراكندگى ملت اسلام بوده است . از اين رو بايد به شدت از آن دورى جست . در جايى اگر شيعيان اكثريت دارند بايد اهل تسنن را بپذيرند و به عكس اگر اكثريت با سنيهاست كسانى از آنها با دستاويزهاى واهى اقدام به كشتار شيعيان بىگناه نكنند . اگر ملتهاى اسلامى راه كنار آمدن ، تحمل و داشتن زندگى مسالمتآميز با يكديگر و نيز با پيروان ديگر اديان را نياموزند و نهادها و سازمانهاى اجتماعىشان را بر اين پايه مبتنى نكنند ، دير يا زود دستخوش تزلزل و تلاشى خواهند گشت .
ج . مسلمانان مىتوانند با رعايت اصول و موازين اخلاقى اسلام ، مخالفان و دشمنان خود را زير تأثير قرار دهند ؛ و اگر نتوانند آنان را زير پرچم اسلام در آورند ، دست كم از شدت دشمنىشان خواهند كاست ، نمونههاى تاريخى به كارگيرى شيوههاى اخلاقى براى رسيدن
نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: عبد الحسين بينش
ص١٨٦