سنائى ( قرن ششم هجرى )
ابو المجد مجدود بن آدم سنائى شاعر و عارف قرن ششم هجرى است .
ابتدا به دستگاه غزنويان راه جست . سرانجام از مدح صاحبان زر و زور دست شست و به دامن عرفان دست زد و به زهد گراييد . سنائى بعد از سفر مكه به غزنين برگشت و تا پايان عمر به گوشهگيرى گذراند . وى ، دوستدار خاندان عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) بوده است . سنائى علاوه بر ديوان اشعار كه چاپ شده است ، مثنويهاى عرفانى مانند « حديقه الحقيقه » و آثار ديگر دارد .
« * » در نعت و منقبت هژبر انسان على عمران گويد
اى امير المؤمنين اى شمع دين اى بو الحسن * اى به يك ضربت ربوده جان دشمن از بدن
اى به تيغ تيز رستاخيز كرده روز جنگ * وى به نوك نيزه كرده شمع فرعونان لگن
تيغ الّا اللّه زدى بر فرق لا گويان دين * هر كه لا مىگفت وى را مىزدى بر جان و تن
تا جهان خالى نكردى از بتان و بت پرست * تا نكردى لات را شهمات و عُزّى را حزن
تيغ ننهادى ز دست و دِرْع ننهادى ز پشت * شاد باش اى شاه دين پرور ، چراغ انجمن
گر نبودى زخم تيغ و تيرت اندر راه دين * دين نپوشيدى لباس ايمنى بر خويشتن
لاجرم اكنون چنان كردى كه در هر ساعتى * كافرى از جور دين بر خود بدرّد پيرهن
مرحبا اى مهترى كز بيم تيغت در جهان * پيش چشم دشمنانت خون همى آيد لبن
كهترانت را سزد گر مهترى دعوى كنند * اى امير نام گستر وى سوار نيزهزن
هيچ كس را در جهان اين مايهء مردى نبود * كو به ميدان خطر سازد براى دين وطن
هامش
( * ) ديوان سنائى ، تصحيح استاد فقيد مدرّس رضوى ، از انتشارات كتابخانهء سنائى ، تهران 1354 ش . )