تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
محلّ على گر بدانى همى * بينديشى از كار و بار على
مكن خويشتن مار بر من كه نيست * ترا طاقت زهر مار على
ببى دانشى هر خسى را همى * چرا آرى اندر شمار على ؟
على شير نر بود ليكن نبود * مگر حربگه مرغزار على
نبودى در اين سهمگنْ مرغزار * مگر عَمْرو و عنتر 9 شكار على
يكى اژدها بود در چنگ شير * به دست على ذو الفقار على
سه لشكر شكن بود با ذو الفقار 10 * يمين على با يسار على
سران را در افگند سر زير پاى * سر تيغ جوشن گذار على
نبود از همه خلق جز جبرئيل * به حرب حُنين 11 نيزه‌دار على
به روز هزاهز يكى كوه بود * شكيبا ، دل بردبار على
چو روباه شد شير جنگى چو ديد * قوى خنجر شيرخوار على
همى رشك برد از زنِ خويش مرد * گه حملهء مردوار على
گر از غارت ديو ترسى همى * درآمدْت بايد به غار على
به غار على در نشد كس مگر * به دستورى كاردار على
ز علمست غار على 12 ، سنگ نيست * نشايد به سنگ افتخار على
نبينى به غار اندرون يكسره * سراى و ضياع و عقار على
نبارد مگر زابر تاويل 13 قَطْر * بر اشجار و بر كشت‌زار على
نبود اختيار على سيم و زر * كه دين بود و علم اختيار على
شريعت كجا يافت نصرت مگر * ز بازوى خنجرگزار على ؟
ز كفّار مكه نبود ايچ كس * بِدِل ناشده سوكوار على
هميشه ز هر عيب پاكيزه بود * زبان و دو دست و ازار على
گزين و بهين زنان جهان * كجا بود جز در كنار على ؟
حسين و حسن يادگار رسول * نبودند جز يادگار على
بريده شد ابليس را دست و پاى * چو بانگ آمد از گير و دار على
از آتش نيابند زنهار كس * چو نايند در زينهار على