تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
صص 156 - 167 )
شرح
( 111 ) اشاره است به آيهء : « الّسابقون الّسابقون اولئك المقرّبون » ( آيات 11 و 12 سورهء واقعه ) كه مربوط است به على ( ع ) و شيعيان آن حضرت . ( ر ك : تفسير صافى ، فيض كاشانى ، ج 2 ص 650 ) ) ( 112 ) اشاره است به كسانى كه بعد از رسول اكرم ( ص ) به راه ناصواب رفتند و بعدها به خطاى خود پى بردند ولى به سبب تعصّب خاص دست از كار باطل خود نكشيدند و گفتند : النار و لا العار يعنى به آتش مىرويم ولى ننگ را نمىپذيريم . ) ( 113 ) ر ك : به شمارهء 35 ) ( 114 ) ر ك : به شمارهء 11 ) ( 115 ) اشاره دارد به سلمان پارسى ، صحابى معروف كه در مداين وفات نمود و حضرت على ( ع ) در شب وفات سلمان از مدينه به ( طىّ الارض ) بر جنازهء او حاضر شد و او را غسل داد و كفن كرد و بر او نماز گزارد . ( منتهى الآمال ، فصل ذكر فضيلت سلمان ، ص 174 ) ) ( 116 ) اشاره است به اينكه بهشت موعود هشت در دارد و از ابن عباس نقل شده است كه گفت : و لها ثمانية ابواب ( ر ك : روضة الواعظين ، فتّال نيشابورى ، ج 2 ، ص 581 ) و نيز اشاره است به اينكه خداوند به جعفر طيّار در ازاى دو دست كه در جنگ و در راه خدا از دست داد دو بال عطا فرمود كه هر جا بخواهد در بهشت پرواز كند . ) ( 117 ) اشارت است به : « انّ المنافقين فى الدرك الاسفل من النّار و لن تجد لهم نصيراً ( آيهء 145 سورهء نساء ) ) ( 118 ) اشاره است به آيهء شريفهء : « فاخرج لهم عجلًا جسداً له خوارٌ فقالوا هذا الهكم و إله موسى فنسى » ( آيهء 90 سورهء طه ) ) و نيز به آيهء : « قال فاذهب فانّ لك فى الحيوة ان تقول لا مساس . . . » ( جزئى از آيه 97 سورهء طه . ) و اين هر دو آيه مربوط است كه به سامرى كه بنى اسرائيل را در غياب حضرت موسى ( ع ) گمراه كرد و به گوساله‌پرستى وادار نمود و به امر خدا به بلائى دچار شد كه از مردم كناره گرفت و مىگفت به من نزديك نشويد و مرا مسّ نكنيد . . . ( در تفاسير به اين مطالب اشارات زيادى آمده است . ) ) ( 119 ) اشاره است به احاديثى كه دربارهء فرود آمدن ستارهء زهره در پشت بام خانهء على ( ع ) و رسول اكرم ( ص ) بدين بيان بدان اشارت فرمود : « انظروا الى هذا الكواكب فمن انقضّ فى داره فهو الخليفة بعدى . » ( ر ك : مناقب مغازلى صفحات 266 و 310 ) ) ( 120 ) اشاره است به فرقه‌هايى مانند : حلوليّه و على اللّهى و . . . كه به جهت افراط و غلوّ در عقايد خود حضرت على ( ع ) را [ العياذ باللّه ] خدا مىدانستند . در اين باره از حضرت على ( ع ) حديثى بدين صورت نقل شده است : « قال امير المؤمنين لا تتجاوزوا بنا عن العبوديّه ثم قولوا ماشئتم و لن تبلغوا . . . ) ر ك : آيات 79 و 80 سورهء آل عمران و كتاب بحار الانوار ج 25 ، از صفحه 261 تا 349 چاپ جديد )