( 1 ) - ماه آسمان و هر ستاره كه دست راهجويان بدان اشاره مىكند ، از ماست .
خداوند وقتى كه نزار را ، نزار ناميد و آنها را در مكه سكونت داد .
همهء صفات نيك و بزرگيها را مخصوص ما كرد ، پشت سر از مردم و پيشانى از ماست .
شتران عجمى به دو رگههاى نزار نرسيده و خران را با اسبها در نياميختهاند .
و زنان بنى نزار با آن بزرگى و شرف همسران سياه و سرخ نداشتهاند .
پسر عموها با زنان آزاده ازدواج كردهاند و ما پسران به نام پدران خود ناميده شدهايم .
( 2 ) كميت اسدى با اين اشعار خود بر قحطانيان افتخار كرده و به قوم خود ، ماه آسمان و هر ستارهء درخشان يعنى رجال خودشان را نسبت داده و آنان را به صفات پسنديده و خصلتهاى نيك اختصاص داده است اما دشمنان قبيلهء خود يعنى قحطانيها را نكوهش كرده است بر اين كه دختران خود را به سياهان و غير عرب تزويج مىكنند و در نتيجه سياه و سرخ مىزايند و اين نژاد نظير آميزش خران با اسبان ماده است كه نتيجهاش استران است . . .
اين هجوگويى كينهء قحطانيان را برانگيخت و آتش آشوب و دشمنى را ميان آنان و مضريها مشتعل ساخت و از آن طرف شاعر عقيده و ايمان ، دعبل خزاعى بر رد كميت شتافت و قوم خود ، قحطانيان را ستود و قصيدهء دعبل بالغ بر ششصد بيت است كه از جمله چنين آمده است :
أ فيقي من ملامك يا ظعينا * كفاك اللوم مر الاربعينا
أ لم تحزنك أحداث الليالي * يشيبن الذوائب و القرونا
أحيي الغرّ من سروات قومي * لقد حييت عنايا مدينا
فإن يك آل اسرائيل منكم * و كنتم بالأعاجم فاخرينا
فلا تنس الخنازير اللواتي * مسخن مع القرود الخاسئينا