سوى ضرع إلى الرحمن محض * بنية خائف و يقين راج
و طول تهجد بطلاب عفو * بليل مدلهم الستر داج
و اظهار الندامة كل وقت * على ما كنت فيه من اعوجاج
لعلك أن تكون غدا حظيّا * ببلغة فائز و سرور ناج »
( 1 ) « هر دردى را با مراجعه به پزشك معالجه مىكنى اما درد دينت هيچ علاجى ندارد ، جز عجز و لابهء خالصانه به پيشگاه خداوند مهربان با نيّت بيمناك و يقين اميدوار .
و عبادت مداوم با درخواست بخشش در هنگام شب كه پردهء قيرگونش همه جا را پوشانده .
و هميشه اظهار پشيمانى نسبت به كجىهايى كه در طول زندگى داشتهاى .
شايد بدان وسيله فرداى قيامت از رستگارى كافى و شادى نجات دهنده برخوردار گردى . »
تمام اين ديوان از نظر سستى و نادرستى عبارات بر اين منوال است و بيقين اينها سرودهء امام عليه السلام نيست بلكه يكى از شيفتگان مواعظ و نصايح و سخنان دلاويز آن حضرت اين اشعار را سروده و به آن بزرگوار نسبت داده است ، علاوه بر آن كه من بطور قطع مىدانم كه سراينده از طبع شعرى خوبى نيز برخوردار نبوده و بيشتر اشعارش از الفاظ سست و عبارات نادرست تركيب يافته كه در آنها هيچ مقدمهء خوبى و اسلوب زيباى قابل ذكرى وجود ندارد .