استخوانهاى پوسيده در مىآييم .
كه گويى ما رابطهء دوستى نداشتيم و در بين آنان دوست همراه و موافقى وجود نداشته است ! »
« لمن يا أيها المغرور تحوي * من المال الموفر و الأثاث
ستمضي غير محمود فريدا * و يخلو بعل عرسك بالتراث
و يخذلك الوصي بلا وفاء * و لا اصلاح أمر ذي التياث
لقد أوقرت وزرا مرجحنا * يسد عليك سبل الانبعاث
فمالك غير تقوى اللّه حرز * و لا وزر و مالك من غياث »
( 1 ) « اى كه فريفتهء دنيايى ! براى چه كسى اين همه ثروت فراوان و وسايل زندگى را جمع مىكنى ؟
به زودى ناستوده و تنها از دنياخواهى رفت و تنها شوهر همسرت وارث تو خواهد شد ! و وصىّ تو نيز با بىوفايى و به سامان نرساندن امور مهم ، تو را خوار و ذليل خواهد گذاشت .
با بار گناه سنگينى از دنيا كوچ خواهد كرد ، راههاى برانگيخته شدن را بر تو مىبندند .
بنابراين جز تقواى الهى سنگر و كمك كار ندارى و تو را يار و ياورى نيست . »
« تعالج بالتطبب كل داء * و ليس لداء دينك من علاج