ألا أن الركون على غرور * إلى دار الفناء من العناء
و قاطنها سريع الظعن عنها * و ان كان الحريص على الثواء »
( 1 ) « خداوند تبارك و تعالى كه داراى علو و بزرگى و در عظمت و جاودانگى يكتاست .
خدايى كه مرگ را ميان همهء مخلوقات يكسان قرار داد ، پس همهء آنها در گرو فنا و زوالند .
و اين دنياى ما نيز ؛ هر چند كه به آن دل بستهايم ، امّا مهلت كالاى بىارزش آن تا منقضى شدن است .
بدانيد كه اعتماد از روى فريفتگى به سراى فانى دنيا از امور پردردسر است ! و ساكن دنيا به زودى از آن كوچ خواهد كرد ، هر چند كه بر اقامت در آن حريص است . »
« يحول عن قريب من قصور * مزخرفة إلى بيت التراب
فيسلم فيه مهجورا فريدا * أحاط به شحوب الاغتراب
و هول الحشر افظع كل أمر * إذا دعي ابن آدم للحساب
و ألفى كل صالحة أتاها * و سيئة جناها في الكتاب
لقد آن التزود إن عقلنا * و أخذ الحظ من باقي الشباب »
( 2 ) « به زودى از كاخهاى زينت يافته به خانهء خاك ( قبر ) منتقل مىشود .